روزنه هایی از عالم غیب صفحه 308

صفحه 308

وحشت کردم امّا آقای قاضی نترسید، فقط وقتی مار به ایشان نزدیک شد، به مار خطاب کرد: مُت بإذن اللَّه! مار افتاد و مُرد. من تعجّب کردم و دور از دید آقای قاضی به محلّ مذکور رفتم تا ببینم واقعاً مار مرده است یا نه؟! روز دیگر ایشان را دیدم، فرمود: خوب شد امتحان کردی تا اطمینان حاصل کنی.

حاج شیخ غلامحسین بادکوبه ای

مرحوم حجّه الاسلام و المسلمین آقای محامی فرمودند: یکی از اوباش مشهد متعرّض خانمی شده بود، به گوش پدرم حاج شیخ غلامحسین بادکوبه ای رسید. آن شخص با درشکه رفت و آمد می کرد، پدرم سر راه او ایستاد، وقتی آمد فرمود: ایست! درشکه بی اختیار ایستاد، آن شخص را مورد تنبیه قرار داد تا دیگر دست به این کار نزند.

و نیز آقای محامی فرمودند: شخصی نزد پدرم آمد که بچّه من خون دماغ شده و هرچه معالجه کردیم خوب نشده است و کار به جای خطرناکی رسیده است، پدرم با او نزد آن بچّه رفت و فرمود خون نیاید. خون دماغ ایستاد و دیگر خون دماغ نشد و هم اکنون آن شخص خود دکتر شده است.

مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی

حجّه الاسلام و المسلمین آقای سیدان فرمودند: یکی از محترمین شیراز گفتند: من مرض قلبی داشتم و سه چهار بار باطری گذاشتم، عاقبت مصمّم شدم به تهران برای عمل مسافرت کنم، در ماه مبارک رمضان یک دور قرآن برای مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی خواندم، قرآن تمام شد دیدم خوب نشدم، به شیخ خطاب کردم: ما کار خودمان را کردیم ولی از شما خبری نشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه