روزنه هایی از عالم غیب صفحه 316

صفحه 316

اختلاف به منزل فلانی بیایند، شما هم تشریف بیاورید. من هم در مجلس حضور یافتم، دیدم ایشان به آن جا آمد و چند کلمه با طرف های تخاصم صحبت کرد و آن اختلاف بزرگ به راحتی حل شد.

و نیز فرمود: من با شخصی یهودی اختلاف حساب داشتیم، مرد یهودی گفت: پیش حاکم برویم. گفتم: چه کسی حاکم باشد؟ گفت: کسی که هر دو او را قبول داریم، گفتم: چه کسی؟ گفت: پدرتان. با هم نزد پدر رفتیم، پدر با من به مانند بیگانه برخورد کرد و پس از شنیدن حرف او از من ماجرا را پرسید، من قصّه را بازگو کردم، پدر تأمّلی کرد و بعد حق را به یهودی داد و به من گفت: فلان مبلغ را به او بپرداز.

مرحوم پدرم غالباً در سفرها مقصد را زیارت قرار می داد، تا قصد سفر معنوی باشد و در بسیاری از موارد همراه علما و صلحا سفر می کرد تا سفر از آموزش و جنبه های تربیتی خالی نباشد. مرحوم پدرم گذشته از ادای خمس، عشر مال خود را بابت حضرت سیدالشهداءعلیه السلام کنار می گذاشت، برادرم حاج آقا ناصر می فرمود: پدرم از قرار مسموع در زمان جنگ جهانی میل نداشت از سودهای باد آورده استفاده بکند.

ایثار

آیت اللَّه حاج سید ابوالفضل میرمحمّدی رفیق پنجاه و پنج ساله مرحوم آیت اللَّه احمدی و آیت اللَّه حاج سید مهدی روحانی فرمود: در زمانی که طلاّب و حتی خود آقای احمدی در عسرت و مضیقه بودند، پولی از محل ایشان آوردند که ایشان به آقای بروجردی بدهد و معمول آن است که بخشی از آن را به آورنده می دهند تا در نیازهای شخصی یا اجتماعی مصرف نماید. آقای احمدی آن پول را توسط دیگری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه