روزنه هایی از عالم غیب صفحه 40

صفحه 40

1- 33. از علمای جهرم.

مغازه ای رسیدم که از زمان پدرم تاکنون تغییر مهمّی در آن داده نشده، همان بوی عطر را در آن مغازه احساس کردم. به صاحب مغازه گفتم: آقا این جا تشریف داشتند، او ناراحت شد و خوشش نیامد و گفت: اصحاب خاصّ آقا این جا می آیند.

آیت اللَّه العظمی آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری

و نیز آیت اللَّه شب زنده دار گفتند: مرحوم آیت اللَّه حاج شیخ مرتضی حائری مطالبی را که در سه شب روضه فاطمیه (که این روضه از زمان پدرشان بوده) عنوان می کرد، می نوشت. روزی به منزل ایشان رفتم، این نوشته جلوی ایشان بود، در آن نوشته دیدم فرموده: من می شناسم کسی را که با صاحب الامر - ارواحنا فداه - به حق و انصاف رفتار می کرد و سهم امام را به مصرف می رساند و چیزی برای وارث خود باقی نگذاشت، و می شناسم کسی را که بعد از مرگ پدرش، در مواقع اضطرار امام عصرعلیه السلام برای او چیزی می فرستاد.

پیرمرد گم شده در مِنی

حجّه الاسلام والمسلمین آقای لطفی قمی که از مؤلّفین هستند، فرمودند: در یکی از سال هایی که به مکّه مشرّف شدم، پیرمردی ترک زبان در مِنی گم شد، همه از فقدان او نگران شدند، مدیر کاروان خیلی تفحّص کرد مأیوس شد، نیمه های شب بود دیدم پیرمرد با شخصی نورانی وارد چادر شد، از او پرسیدم: کجا بودی و چگونه به این جا آمدی؟ گفت در مکّه سرگردان بودم، این آقا مرا به این جا آورد.

عنایت امام زمان علیه السلام

حجّه الاسلام والمسلمین آقای سیدان(1) فرمودند: آقایی در مشهد مقدّس است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه