روزنه هایی از عالم غیب صفحه 46

صفحه 46

نداشته و روضه می خوانَد و مسئله می گوید و اخیراً هم نزدیک مسجد جمکران خانه گرفته و همان جا زندگی می کند، مکرر آن حضرت را دیده که پس از بیرون آمدن از مسجد جمکران غایب می شوند، ولی در یکی از دیدارها همان وقتی که با هم صحبت می کردند آن حضرت غایب شده است. به هر صورت به ایشان فرمود که: به کسانی که دعای فرج را می خوانند، بگو آن را در اول وقت بخوانید.

آن شخص اظهار می کرد: بچه سه روزه ام بیمار شد، دکتر گفت: باید به آن سرم بزنی، من از آن امتناع کردم و به مسجد جمکران رفتم و متوسّل شدم، آن حضرت را در خواب دیدم که در محراب نشسته است و همه را مورد تفقّد قرار می دهد، جلو رفتم و حاجت خود را اظهار کردم و گفتم: بچه ام مریض است و تا شفای او را ندهید از این جا نمی روم، و خانه می خواهم و به کربلا هم می خواهم بروم.

آن حضرت فرمودند: بچه خوب شده است، به خانه برگرد اهل خانه می گویند بهتر است، و بعد از ظهر کسالت او برطرف می شود، خانه هم درست می شود و به کربلا هم خواهی رفت. به خانه برگشتم و دیدم بچه بهتر شده است، بعد از ظهر کسالت او رفع گردید و خانه هم درست شد، یک نفر به او زمین و دیگری ساختمان و دیگری چیزی دیگر داد تا خانه کامل شد، و در آخر هم شخصی بانی کربلای او گردید و به کربلا رفت.

تشرّف آقا شیخ محمّد کوفی

و نیز آیت اللَّه العظمی آقای بهجت فرمودند: من آقا شیخ محمّد کوفی را دیده بودم و از ایشان دو تشرّف مشهور بود که احتیاجی به سند نداشت. یکی از دو تشرّف به این شرح است که: ایشان در بالا خانه خود سکونت داشته است، صدایی از پایین می شنود که آقا در مسجد سهله تشریف دارند، به آن جا برو. آقا شیخ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه