روزنه هایی از عالم غیب صفحه 70

صفحه 70

1- 53. تازگی کتابی در شرح حال ایشان تألیف آقای سیف اللهی چاپ شده است.

2- 54. این سفرنامه نزد مرحوم عمویم آقای حاج سید محمّد کسایی خرّازی بود و من از روی آن یادداشت کردم.

3- 55. سید ریحان اللَّه کشفی بروجردی صاحب تألیفات فراوان و متوفای 1328 ه.ق.

4- 56. تختی شبیه به صندوق که دارای چهار دسته است و مسافر در آن می نشیند و دو اسب یا استر به جلو و عقب آن می بندند و آن را می برند.

سرانجام کاروان با همین حال به مشهد رسید. هرکس جهت استراحت به استراحت گاهی رفت، غیر از آن شخص کور که به صحن مطهّر رفت و خود را با شالی که داشت به پنجره پولاد بست و تا سه شب در صحن مطهّر بیتوته کرد. شب سوم نزدیک سحر، حضرت رضاعلیه السلام را درخواب دید که نزد او آمده و دست مبارک خود را به چشم های او کشیدند و فرمودند: تو را شفا دادیم، ولی بایستی به خانه میرزا ناظر(1) بروی و او هم دست بکشد تا چشم هایت روشنی کامل یابد.

او از خواب بیدار شد، در حالی که هنوز با شالش به پنجره پولاد بسته شده بود و از خوشحالی فریاد می زد، نوکرهای او سراسیمه خود را به او می رسانند، او را باز می کنند. پس از بیان جریان شفا دادن حضرت، بلافاصله می پرسد: منزل میرزا ناظر کجاست؟ خدمت گزاران او به دنبال خانه میرزاناظر راه می افتند، پس از چندساعت منزل او را پیدا کرده و شخص شفایافته را به خانه میرزاناظر می برند و تفصیل را به عرض میرزاناظر می رسانند، ایشان هم دست هایش را به چشمان او می کشد، در نتیجه چشم های او روشن تر می شود. پس از بهبودی کامل چشم او، تولیت اطراف حرم را چراغانی کرده و به علامت شادمانی و سپاس، نقاره ها به صدا درمی آیند.

شفای کور به وسیله حضرت رضاعلیه السلام

مرحوم آیت اللَّه العظمی اراکی فرمودند: در سال 1402 به مشهد مشرّف شدم. در این سفر آقای سلیمانی که شخص موثّقی است، داستانی از اعجاز حضرت رضاعلیه السلام بدین صورت نقل کرد: کارگری از اهالی قائم شهر در حالی که یک چشمش کور بود، با پدرش برای شفای چشمش به مشهد آمده بود. در عالم خواب حضرت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه