روزنه هایی از عالم غیب صفحه 73

صفحه 73

نباید بزند، زد. او با فریاد رو به همسرش کرده و گفت: معلوم می شود حلال زاده نیستی. زن با این گفتار مرد، به ناگاه آتش سراسر وجودش را فرا می گیرد، بی اختیار به سوی حرم می دود و کنار حرم بی هوش می افتد. زن می گوید: چیزی نگذشت که دیدم آقایی به شکل شما (سلطان الواعظین) نزد من آمده و فرمود: خوب شدی.

خانم مذکور به هوش می آید می بیند چشمش شفا یافته و به راحتی می تواند با چشم نابینایش ببیند. شوهرش پس از شفا یافتن همسرش، او را به تهران نزد این جانب (سلطان الواعظین) آورد. من به کمک همان سرهنگ، کمیسیون پزشکی سابق را مجدّداً تشکیل دادم. پزشکان چشم خانم را معاینه کردند و با تعجّب می گفتند: رگ چشم هنوز خشک است، ولی می بیند. این امر باعث تحیر و شگفتی آنان شد و آن سرهنگ پس از دیدن جریان، اشک شوق از دیدگانش روان گردید.

شفای درد چشم به وسیله غبار ضریح امام حسین علیه السلام

مرحوم حجّه الاسلام آقای مجد، پدر مرحوم آقا شیخ مرتضی زاهد، در سفرنامه خود کرامتی را نوشته است که حاصل آن چنین است: در سفری که به کربلا رفته بودم، مرحوم حاجی میرزاحسن(1) قدری از گرد پرده ضریح حضرت سیدالشهداءعلیه السلام به من مرحمت فرمودند، من آن را در جیب بغل گذاشتم و از جان خود آن را عزیزتر می داشتم.

وقتی که به تهران آمدم، چهارشنبه ای به بازار رفتم، به کاروانسرای دالان دراز رسیدم به سراغ دوست قدیمی خود که شخصی به نام مهدی بود رفتم، دیدم سر به زانوی خود گذاشته و غمناک و گریان است. گفتم: تو را چه می شود؟ گفت: هر دو چشمم آب آورده و دکترها نتوانسته اند آن را معالجه کنند. گفتم: من الآن به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه