روزنه هایی از عالم غیب صفحه 84

صفحه 84

جریان را از او پرسیدم، گفت: چند سال پیش چشمم آب آورد، دکترها گفتند باید عمل شود، اما من حاضر نشده و مسامحه کردم تا به طور کلّی نابینا شدم. دوباره به دکترها مراجعه کردم، گفتند چشم تو دیگر خوب شدنی نیست. هفت سال در حالت کوری زندگی کردم، دخترم از هفت سالگی دست مرا می گرفت تا این که به سنّ چهارده سالگی رسید. شخصی به من گفت: دخترت بزرگ شده و دیگر صلاح نیست دست تو را بگیرد، او را به عنوان کنیزی و خدمت کار به من واگذار کن. من دلم شکست و به حضرت رضاعلیه السلام متوسّل شدم، ناگهان دیدم گنبد مطهّر آن حضرت را می بینم. به دخترم گفتم: من گنبد را می بینم، اما او باور نکرد. عصا را به او دادم و در میان صحن دویدم تا یقین کند که حضرت چشمم را شفا داده اند. نظیر این مطلب را از مقام معظّم رهبری شنیدم که تفصیل آن به خواست خداوند متعال ذکر می شود.

شفای دختر کور به وسیله حضرت ابوالفضل علیه السلام

یکی از موثّقین فرمود: پدرم که مرد موثّق و معتمدی بود، گفت: روزی به حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام رفته بودم، دیدم چند شخص عرب دختر کوری را آوردند و می خواستند شفای دخترشان را از آن حضرت بگیرند. چیزی نگذشت که بعد از توسّلات چشم آن دختر شفا یافت و آنان هم بسیار خوشحال و مسرور شدند.

افتادن قندیل و نشانه کرامت

یکی از موثّقین از شخصی مورد اعتماد خود نقل کرد: در حرم مطهّر حضرت رضاعلیه السلام زنی دیده می شود که رو به حرم نشسته و از حضرت چیزی طلب می کند، ناگهان قندیلی از سقف در دامن زن می افتد، خدّام و مأمورین قندیل را از زن می گیرند، او ناراحت شده و نزدیک ضریح می رود و می گوید: شما لطف فرمودید،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه