روزنه هایی از عالم غیب صفحه 87

صفحه 87

شدی، ولی شیعیان ما این طور مو نمی گذارند. و این جای انگشت مبارک آن حضرت است که شما آن را می بینید.

شفای بیماری وبا به عنایت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام

مرحوم حجّه الاسلام جناب آقای مجد، پدر مرحوم آقای شیخ مرتضی زاهد در سفرنامه خود کرامتی را می نویسد، که حاصل آن چنین است: روزی من به زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام مشرّف شدم، پس از زیارت آن حضرت به قهوه خانه ای که بیرون صحن مطهّر بود، رفتم و یک پیاله قهوه خوردم، ناگهان حالت قی بر من عارض شد و متوجّه شدم که مبتلا به وبای سختی شده ام به طوری که مردم مرا بر دوش کشیدند و به خانه رساندند. چشم ها به گودی رفت، ناخن ها سیاه شد و آثار مرگ در من نمایان گردید.

والده ام پشت بام خانه رفت و رو به گنبد مطهّر نموده و شروع به گریه کرد و گفت: یا امیرالمؤمنین! من پسرم را از تو می خواهم. من هم در عالم بی حالی از روی اخلاص عرض کردم: یا علی! اگر کسی میل نداشته باشد که در جوار تو بمیرد، بیشترین ظلم را به خود کرده است، ولی من اگر بمیرم مادرم دیوانه شده و در کوچه و بازار سرگردان خواهد شد و تو بر این امر راضی مشو. از شما طلب می کنم که این بار مرا شفا عنایت فرمایید.

همان لحظه، به عنایت آن بزرگوار بدنم فوراً گرم شد و چشمم را باز و مادرم را صدا کردم، او دید که من تب کرده ام و بدنم گرم است، خوشحال شد و خدا را شکر کرد. فردا صبح، من با پای خود به حمام رفته و پس از غسل زیارت و نظافت به حرم مطهّر مشرّف شدم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه