دانش فقه الحدیث صفحه 40

صفحه 40

قرن یازدهم که «اصفهان، فقهای بزرگی همچون علامه محمد باقر استرآبادی معروف به «میرداماد» (1040 ه. ق) و علامه محمد بن الحسین العاملی معروف به «شیخ بهایی» ظهور و کار و فعالیت علمی خود را در احادیث متمرکز کردند. آن دو فقیهانی بودند که فقه را در سایه حدیث تدریس می کردند؛ میرداماد، الرواشح السّماویه را به عنوان مقدمۀ شرح خود بر کتاب الکافی تألیف کرده که این مقدمه در علم الحدیث و - خصوصاً - علم درایه الحدیث می باشد، البته او موفق به تألیف خود؛ یعنی شرح کافی نشد، ولی راه را برای عالمان پس از خود باز کرد و افق تازه ای در فرا روی آنها قرار داد، همزمان با او شیخ بهایی کتابهای «الاربعون حدیثاً» - را در شرح چهل حدیث نوشت - و «کتاب الحبل المتین» و «مشرق الشمسین» را در ترتیب احادیث و شرح معضلات آن نگاشت. تدریس شیخ بهایی بر اساس کتابهای روایی بوده است.

مرحوم علامه سید محمد باقر خوانساری (1313 ه. ق) در روضات الجنات از قول شاگردش نقل می کند که در هرات و اصفهان، کتابهای تهذیب الاحکام و الاستبصار و من لا یحضره الفقیه را در محضر استاد شیخ بهایی خواندم و بلکه برخی از آنها را دو باره خواندم این شیوه تدریس در حوزه های علمیه، می رساند که حدیث مورد غفلت واقع نمی شد. چنانکه همان خوانساری در زندگی نامۀ فخرالدین حلی (771 ه. ق) می نویسد: دو بار در نزد پدرم (علامه حلی) کتاب تهذیب الاحکام را خواندم. این عالمان به شرح احادیث توجه داشته اند، شرح نویسی کتابهای حدیثی و تدریس حدیث در حوزۀ اصفهان رایج شد و شیخ بهایی و میرداماد، کتابهایی نوشتند. ملاصدرا که شاگرد شیخ بهایی می باشد، نیز از آن دو متأثر و در پایان عمر، نوشتارهای فلسفی را رها و به حدیث روی آورد. فقهای این دوره و فلاسفۀ این دوره، همه حدیث را مآل و آبروی خود می شمرده اند، ملاصدرا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه