- موضوع علم رجال 1
- تعریف علم رجال 1
- تاریخچه و سیر اجمالی این علم تا دوره شیخ و نجاشی 1
- آغاز و انگیزه تدوین هر یک از رشته های علم رجال 3
- اختیار الرجال و الفهرست 5
- اختیار الرجال و الفهرست 5
- مشخصات کتاب 6
- اختیار الرجال یا تلخیص رجال کشی 6
- اشاره 6
- انتساب کتاب به شیخ طوسی 7
- نام اصل کتاب کشی 10
- نحوه انتخاب و تلخیص شیخ 11
- کتابهایی که بر محور اختیار الرجال نگارش یافته است 12
- آیا انتخاب دیگری از رجال کشی انجام گرفته است 13
- اشاره 14
- مشخصات کتاب 14
- الفهرست 14
- وضع و ترتیب کتاب 15
- چگونگی نسخه های فهرست 15
- چگونگی نسخه های چاپی 16
- اعتبار فهرست و انتقاد بر آن 16
- پی نوشتها 19
- از1تا35 19
- از36 تا76 23
اگر علم رجال را به همان عمومیت که گذشت ، تعریف کنیم ، یعنی دایره آن را تا شرح حال نویسی (رشته تراجم) توسعه دهیم ، سابقه این علم به نیمه اول قرن نخستین می رسد ، زیرا در حدود سال 40 هجری (3) عبید الله بن ابی رافع ، کاتب امیر المؤمنین علی-علیه-السلام-نام آن عده از اصحاب رسول اکرم-صلی الله علیه و آله-را که در جنگهای علی-علیه السلام-شرکت داشته و به همراهی آن حضرت جنگیده اند ، در کتابی گرد آورد و ظاهرا
وی نخستین کسی بود که در رجال ، کتاب نوشت . شیخ طوسی در الفهرست از این کتاب به نام تسمیه من شهد مع امیر المؤمنین-علیه السلام-الجمل و صفین و النهروان من الصحابه-رضی الله عنهم یاد کرده و سند خود را بدان ذکر نموده است .
در قرن سوم هجری بر اثر شیوع کتب حدیث و رواج اصول و مصنفات این علم ، فن رجال نیز بالتبع رونق گرفت و کتب بالنسبه زیادی در این فن تدوین و تالیف شد که برخی از آنها تاکنون موجود است و از آثار گرانبهای شیعه در این علم به شمار می رود . از آن جمله است : کتاب طبقات الرجال تالیف احمد بن ابی عبد الله برقی (4) که نسخه ناقصی از آن تاکنون باقی است و کتاب ابو محمد عبد الله بن جبله بن حیان بن ابجر الکنانی ، (متوفا به سال 219) (5) که شیخ طوسی در کتاب رجال او را از اصحاب امام کاظم شمرده و نجاشی کتب متعددی از جمله کتابی در رجال را بدو نسبت داده است .
برخی دیگر از کتب رجالی قرن سوم عبارتند از : رجال حسن بن علی بن فضال (متوفا به سال 224) که گویا در عصر نجاشی ، معروف و شاید در اختیار خود او بوده است ، کتاب رجال حسن بن محبوب (متوفا به سال 224) به نام معرفه رواه الاخبار (7) و این غیر از کتاب دیگر اوست در مشیخه که ابو جعفر اودی آن را به ترتیب نام رجال فصل بندی کرده است ، دیگر کتاب رجال ابراهیم بن محمد بن سعید ثقفی (8) متوفا به سال
283) ، و کتاب رجال حافظ ابو محمد عبد الرحمن بن یوسف بن خراش المروزی البغدادی (9) متوفا به سال 283) . از آنچه گفتیم روشن می شود که گفته سیوطی در کتاب الاوائل که نخستین مؤلف در علم رجال ، شعبه بن الحجاج-از ائمه اهل سنت و متوفا به سال 160-است ، (10) به حقیقت و تحقیق مقرون نیست ، چه همان طور که دانستیم ، فن رجال در قرن نخستین سرآغاز گرفته و بیشتر از یک قرن پیش از شعبه کتابی در این رشته به وسیله عبید الله بن ابی رافع فراهم آمده است .
نظیر این اشتباه و بسی فاحشتر از آن ، از نویسنده ارزشمند معاصر مصری ، شیخ محمد ابو زهره ، در کتاب مغتنم و مفیدش الامام الصادق سرزده که بی گمان ناشی از عدم تتبع کافی در مصادر و مآخذ شیعی است نه از گرایشهای فرقه ای و تعصب آمیز . وی کتاب فهرست شیخ طوسی را نخستین کتاب رجالی شیعه پنداشته و او را از این رهگذر که گشاینده راهی نو در افق فرهنگ شیعی است ، مورد ستایش و تمجید فراوان قرار داده است . (11) این قضاوت ، نمایشگر بی دقتی در همین کتاب فهرست نیز هست . چه ، شیخ خود در مقدمه کتاب مزبور به کتابهای دیگری در این زمینه که به وسیله علمای پیشین تالیف شده اشاره می کند . به هر حال تالیف و تدوین کتب رجالی که در قرن سوم صورت نسبتا گسترده و مبسوطی یافته بود ، در قرن چهارم به همان نسبت گسترده تر و متنوعتر و جامعتر گشت .
نکته ای که از بررسی بسیاری از کتابهای
رجالی این قرن به دست می آید ، این است که این کتابها در موضوعات محدودتر و محصورتری نگاشته شده و گویا در این قرن شیوه تخصص گرایی رواج یافته و رشته های تخصصی و موضوعات متنوع مستقلا مورد نظر خبرگان و علمای فن قرار گرفته است و این خود نشانه گسترش دامنه این علم در قرن مزبور است .
مثلا ابو العباس احمد بن محمد بن سعید معروف به ابن عقده (متوفا به سال 332 یا 333) (12) ، چنانکه یاد کردیم ، کتابی مشتمل بر رجال امام صادق-علیه السلام-فراهم آورد و در آن از چهار هزار نفر تشرف یافته به صحبت و روایت آن حضرت نام برده است ، و ابو الحسین احمد بن الحسین بن عبید اله غضائری دو کتاب درباره مؤلفان شیعه (که اصطلاحا به آنها فهرست اطلاق می شود) نگاشت و کتاب دیگری مشتمل بر نام راویان ضعیف و غیر موثق به نام الضعفاء نوشت (13) ، و قاضی ابو بکرمحمد بن عمر الجعانی البغدادی (متوفا به سال 355) که در حدیث و رجال سرآمد زمان خود بود ، (14) کتاب بزرگی به نام الشیعه من اصحاب الحدیث و طبقاتهم در طبقات راویان شیعه تالیف کرد که شیخ نجاشی آن را سماع کرده است و کتاب دیگری در شرح طبقات اصحاب حدیث در بغداد (15) و چند کتاب دیگر در موضوعات محدود مربوط به روایان حدیث فراهم آورد . (16)
برخی دیگر از کتابهای رجالی معروف قرن چهارم بدین قرار است :