- مقدمه معاونت پژوهشی 1
- اشاره 6
- گفتار یکم: مبانی توثیق 8
- اشاره 8
- الف) توثیق خاص 8
- اشاره 41
- ب) سرزنش راوی از سوی دانشمندان رجالی 41
- الف) تصریح یا اشاره معصوم علیه السلام به ضعف 41
- اشاره 57
- گفتار یکم: نگاهی به سرگذشت سهل بن زیاد 58
- اشاره 58
- تاریخ درگذشت 59
- خانواده سهل 61
- ویژگی های شخصیتی و مذهبی سهل 61
- کتاب های سهل بن زیاد 62
- گفتار دوم: اساتید و شاگردان سهل بن زیاد 62
- اشاره 65
- 1. محمد بن الحسن بن ولید قدس سره 67
- گفتار یکم: اقوال متقدمین 67
- 2. عباس بن نوح قدس سره 68
- 5. مرحوم برقی قدس سره 69
- 4. فضل بن شاذان قدس سره 69
- 6. مرحوم کشی قدس سره 69
- 8. مرحوم ابن غضائری قدس سره 70
- گفتار دوم: اقوال متأخّرین 73
- اشاره 73
- کسانی که سهل را تضعیف کرده اند 73
- کسانی که اعتماد بر سهل را روا دانسته اند 76
- سهل بن زیاد در کتاب های فقهی 79
- اشاره 81
- 1. تضعیف و بیرون شدن سهل به دست احمد بن محمد بن عیسی اشعری 83
- گفتار یکم: انگیزه های تضعیف 83
- 4. تضعیف سهل بن زیاد از سوی مرحوم نجاشی قدس سره 101
- 5. تضعیف سهل بن زیاد از سوی شیخ طوسی قدس سره 102
- 6. تضعیف ابن ولید قدس سره 109
- 7. شهادت برخی از بزرگان به عامّی بودن سهل 109
- گفتار دوم: ادلّه و شواهد وثاقت سهل بن زیاد 110
- 1. موضع شیخ مفید قدس سره در قبال سهل 110
- 2. توثیق شیخ طوسی قدس سره در کتاب الرجال 111
- 3. کثرت روایت سهل بن زیاد 116
- 4. کثرت روایت أجلّاء از سهل بن زیاد 116
- 5. مکاتبه سهل و امام عسکری علیه السلام 119
- 6. نرسیدن لعن یا نکوهش از معصومین علیهم السلام 121
- 7. کتاب توحید و روایات سالم از سهل بن زیاد 122
- 8. وجود نام سهل در سلسله اسناد کتاب کامل الزیارات 123
- 9. وجود نام سهل در سلسله اسناد کتاب تفسیر قمی 125
- 10. شیخ اجازه بودن سهل بن زیاد 126
- اشاره 128
- 1. احادیثی که ممکن است پیشینیان و اهل قم، معانی غلوّآمیز را از آن ها برداشت کرده باشند 130
- اشاره 138
- 2. احادیث مقابل معنای غلوّ 138
- 2-2. روایاتی که دلالت بر توحید دارد 140
- 3-2. روایاتی که بر وجود تکلیف دلالت دارد 143
- 4-2. روایاتی که سهل بن زیاد درباره احکام شرعی دارد 144
- 3. روایاتی که ربطی به معنا غلوّ ندارند 148
یکم: چنین روایتی باید از دید سندی کاملا مورد اعتماد بوده(1) و از سوی خود راوی نقل نشده باشد؛ مگر این که از راه های دیگری به وثاقت او پی برده باشیم. در این صورت هر چند این روایت را از او می پذیریم، ولی دیگر نمی توان گفت که دلیل توثیق سخن معصوم علیه السلام است.
دوم: در روایت یادشده باید جهت صدق راوی مورد توجه باشد نه جهات دیگری هم چون علم، هنر، زیبایی چهره و مانند آن؛ برای نمونه، چه بسا یک راوی از جهت هنرش در فن مجادله مورد ستایش قرار گرفته باشد، ولی این ستایش بر وثاقت او در امر حدیث دلالت نکند. البته ممکن است ذکر یک صفت برای او از سوی معصوم علیه السلام دلالت التزامیه بر راستگویی وی داشته باشد که در آن بحثی نیست.
سوم: برای این که چنین روایتی برای توثیق راوی سودمند باشد، باید دیدگاه مشهور درباره خبر واحد را بپذیریم؛ یعنی باید بگوییم خبر واحد در غیر باب احکام نیز حجت بوده و حجیت آن منحصر در احکام نیست.
چهارم: اگر کسی ادعا کند که در موضوعاتی هم چون وثاقت و عدالت نیازمند علم هستیم، دیگر نمی توان برای اثبات وثاقت از خبر واحد بهره برد. بنابراین، باید ثابت کنیم که دلیلی بر اعتبار علم یا اطمینان در چنین موضوعاتی وجود ندارد.(2)
روش دوم: تصریح دانشمندان رجالی متقدم
راه دوم برای اثبات وثاقت یک راوی این است که یکی از دانشمندان رجالی متقدم، هم چون شیخ صدوق، شیخ نجاشی، شیخ طوسی، شیخ کشّی و جناب ابن غضائری قدس سرههم به وثاقت او تصریح کنند. لکن در این جا پرسش هایی مطرح می شود که باید به آن ها پاسخ داد:
1- (1) چه بسا کسی ادعا کند که وثاقت راوی با روایت ضعیف هم ثابت می شود، زیرا روایت ضعیف نیز ظن آور بوده و ظن در باب جرح و تعدیل حجت است. در پاسخ می گوییم: یکم این که ممکن است این روایات مایه حصول ظن نشوند، دوم این که به جز دلیل انسداد، دلیل دیگری بر حجیت چنین ظنی وجود ندارد، در حالی که ما دلیل انسداد باب علم و علمی را پذیرفتنی نمی دانیم (ر، ک: جعفر سبحانی، کلیات فی علم الرجال، ص 152؛ سیفی مازندرانی، مقیاس الرواه، ص 214).
2- (2) با توجه به اینکه جای این بحث در اصول است، هم اکنون آن را به عنوان اصل موضوعی می پذیریم.