صرف میر صفحه 2

صفحه 2

اسم است(1) و فعل است و حرف. اسم چون رَجُلٌ و عِلْمٌ.(2) فعل چون ضَرَبَ و دَحْرَجَ.(3) حرف چون مِنْ وإلی.(4)

و تصریف(5) در لغت(6) : «گردانیدن چیزی است از


1- بدانکه اسم در لغه بمعنی علامت و نشانه است هرگاه از وَسُمَ مشتق باشد و بمعنی بلندی است هرگاه از سُمُوّ مشتق باشد و در اصطلاح آن کلمه ایست که خود بخود بمعنی خود دلالت کند و به یکی از سه زمان که ماضی و حال و استقبال است نزدیک نشود و چنین کلمه را از آن جهه إسم گفتند که بمعنی علامت و نشانه است بر مسمّای خود و یا رتبه اش بلند است از رتبه برادرانش،از برای آنکه کلام از دو اسم مرکب میشود و اما از دو فعل و از دو حرف یا از یک فعل و یک حرف کلام مرکّب نمیشود بلکه احتیاج باسم دارند پس رتبه اش بلند است از رتبه آنها.
2- دو مثال آورد یکی از اسم ذات که رجل باشد و یکی از اسم معنی که عِلم باشد.
3- دو مثال آورد یکی از ثلاثی و یکی ار رباعی.
4- دو مثال آورد یکی از ابتداء که مِن باشد و یکی از انتها که إلی باشد چنانچه گویی سِرتُ مِن البَصره إلی الکوفه.
5- در مجمع البحرین لفظ تصریف را در قول خداوند (وتصریف الریاح) تقریبا به همین معنی حمل کرده.
6- بدانکه تصریف در لغه بمعنی تغییر است و تغییر هم بر سه قسم است: اول تغییر ذاتی و تغییر ذاتی آن است که ذات شیء تغییر یابد مثل حرّقتُ الشجره فصارتْ رماداً ،یعنی سوزانیدم من درخت را پس گردید خاکستر دوم تغییر صفاتی و تغییر صفاتی آن است که صفه شیء تغیر یابد مثل صبغتُ القرطاس فصارت احمراً یعنی رنگ کردم من کاغذ را پس گردید قرمز سیم تغییر حالی و تغییر حالی آن است که حال شیء تغییر یابد مثل صار الخمرُ خلّاً یعنی گردید شراب سرکه یعنی اول مسکر بود و حالا مسکر نیست بدانکه در تغییر ذاتی، تغییر صفاتی و تغییر مالی هر دو هست اما بخلاف تغییر صفاتی و حالی که در آنها تغییر ذاتی نیست و اما تغییر صفاتی نسبت به تغییر حالی نیز اعم است از برای آنکه صفت شیء اگر تغییر بیابد می شود که هم حالش تغییر بیابد و هم تغییر نیابد و اما تغییر حالی از هر دو اخصّ است از برای آن که می شود حال شیء تغییر بیابد و ذاتش وصفاتش تغییر نیابد چنانکه معلوم است در مثال مذکور
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه