صرف میر صفحه 68

صفحه 68

و در ءَامَنَ قلب به الف کردند و در اُومِنَ قلب به واو کردند - چنانچه در ما تقدّم گذشت - و در یُؤْمِنُ و مُؤْمِنٌ قلب همزه بواو جایز است امر حاضر امِنْ امِنا امِنُوا ، نون ثقیله امِنَنَّ (1)امِنانِّ امِنُنَّ تا آخر ، نون خفیفه امِنَنْ امِنُنْ امِنِنْ ، اسم فاعل مُؤْمِنٌ ، اسم مفعول مُؤْمَنٌ.

باب تفعیل

معانی باب تفعیل

-2

این باب برای تکثیر بود چون فُتِحَ الْبابُ و فُتِّحَتِ الأَبْوابُ و ماتَ الْأِبِلُ و مَوَّتَتِ الأبالُ. و از برای مبالغه نیز آید چون صَرَحَ هویدا شد صَرَّحَ نیک هویدا شد. و از برای تعدیه آید چون فَرِحَ زَیْدٌ و فَرَّحْتُهُ.

و از برای نسبت آید چون فَسَّقْتُهُ و کَفَّرْتُهُ یعنی او را نسبت دادم به فسق و نسبت دادم به کفر.

و مصدر این باب بر وزن تفعیل آید و بر وزن فِعّال نیز آید چون کَذّبُوا بایاتِنا کِذّاباً و بر وزن تَفْعِلَه و فَعال هم می آید چون تَبْصِرَهً و سَلاماً و کَلاماً (3)و وَداعاً. و صحیح و مثال و اجوف و مضاعف این باب بر یک قیاس است.


1- آمِنَنَّ در اصل آمِنْ بود مؤکد کردیم بنون تاکید ثقیله چون نون تأکید ثقیله در آخر مفرد مذکر امر حاضر لاحق شد،در مفرد ما قبل خودش را مفتوح میخواهد ما هم فتحه دادیم آمِنَنَّ شد یعنی بگروید ای مرد حاضر الان البته.
2- و گاه باشد که باب تفعیل بمعنی سلب هم می آید چون جلّدتُ البعیرَ ای زایل کردم جلد او را و بمعنی فَعَل هم می آید چون زَلتُه و زَیَّلتُه.
3- در لفظ کلَّمتُ کلاماً خلاف است بعضی گفته اند که مصدر است بجهه عمل کردن مثل کلامی زیداً احسن و بعضی از نحویین گفته اند که اسم مصدر است چنان که ابن خطّاب از یقطین نقل کرده و دلیل بر اینکه اسم مصدر است که فعل ماضی مستعمل از این ماده چهار است: یکی کَلَّمَ که مصدر او تکلیم است و یکی تَکلَّم است که مصدر او تکلُّم است بضم لام و یکی کالَمَ است که مصدر او مُکالمه است و یکی تکالَم است که مصدر او تکالُماً بضم اللام فظهر انّ الکلام لیس بمصدر بل اسم مصدر است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه