صرف میر صفحه 69

صفحه 69

ناقص یایی از باب تفعیل

: ثَنّی یُثَنِّی تَثْنِیَه اَلْمُثَنّی المُثَنّی ثَنِّ(1) لا تُثَنِّ.

و مصدر وی دائماً بر وزن تفعله آید و گاه باشد که بر وزن تفعیل آید به جهت ضرورت چون شعر :

فَهِیَ تُنَزِّی دَلْوَها تَنْزِیّاً***کما تُنَزِّی شَهْلَهٌ صَبِیّاً

و مهموز هر باب همچون صحیح آن باب باشد چنانکه دانسته شد و لفیف مفروق و مقرون ، حکم ناقص دارد چون وَصّی یُوَصِّی تَوْصِیَهً و طَوّی یُطَوّی تَطْویَهً.

باب مفاعله

معانی باب مفاعله

اصل این باب آن است که در میان دو کس باشد یعنی هر یک به دیگری آن کند که دیگری با وَیْ چنین کند لکن یکی در لفظ فاعل و دیگری مفعول باشد چون ضارَبَ زَیْدٌ عَمْراً و شاید که بَیْن اثْنَیْن نباشد چون سافَرْتُ دهراً و عاقَبْتُ اللُّصَّ.

و مصدر این باب بر وزن مفاعله و فِعالاً و فیعالاً آید چون قاتَلَ یُقاتِلُ مقاتلهً قِتالاً و قیتالاً و صحیح و مثال و اجوف این باب بر یک قیاس آید چون ضارَبَ و واعَدَ و قاوَلَ.

ناقص یایی

«المُراماه : با یکدیگر تیر انداختن» رامی یُرامِی مُراماهً المُرامِی المُرامی رامِ لا یُرامِ(2) و لفیف و ناقص و مهموز هر باب همچون صحیح آن باب است.


1- ثَنِّ امر است از تُثَنّی ما خواستیم از تثنی صیغه امر حاضر بنا کنیم تاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم نظر کردیم بما بعد حرف مضارع متحرک بود اکتفاء بحرکت او کرده آخرش را بصورت جزم در آوردیم یاء افتاد ثَنِّ شد.
2- در اصل یُرامی بود لاء ناهیه بر سرش داخل شد لفظاً و معنیً عمل کرد اما لفظا عمل کرد یاء را انداخت لایِرامِ شد و معنیً عمل کرد طلب ترک فعل کرد از یک مرد غایب یعنی باید تیر نیندازد یک مرد غایب الان یا در زمان آینده
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه