صرف میر صفحه 70

صفحه 70

مضاعف

«المُحابَّه وَالْحِباب : با یکدیگر دوستی کردن» حابَّ یُحابُّ مجهولان حُوبَّ یُحابُّ اصل معلوم یُحابِبُ و اصل مجهول یُحابَبُ بود بعد از ادغام هر دو یکسان شدند مگر در جمع مؤنث غایب و خطاب چون یُحابِبْنَ و تُحابِبْنَ و همچنین اسم فاعل و مفعول بر یک صورتند در لفظ ، چون مُحابٌّ لکن در تقدیر مختلفند اصل فاعل مُحابِبٌ واصل مفعول مُحابَبٌ بود امر حاضر حابَّ حابِّ حابِبْ نهی لا یُحابَّ (1)لا یُحابِّ لا یُحابِبْ.

باب افتِعال

معانی باب افتعال

این باب برای مطاوعه فَعَلَ است ؛ چون جَمَعْتُهُ فَاجْتَمَعَ و نَشَرْتُهُ فَانْتَشَرَ و معنی مطاوعه آن است که آن چیز آن فعل را قبول کند و ممتنع نشود ، چون «کَسَرْتُ الْکُوزَ فانْکَسَرَ» یعنی شکستم من کوزه را پس او قبول شکستن کرد. و شاید که بین اثنین باشد چون باب تَفاعُل چون «اِخْتَصَمَ زَیْدٌ وعَمْروٌ» و به معنی فَعَلَ باشد چون «جَذَبَ فَاجْتَذَبَ».


1- لایُحابَّ در اصل یُحابِبُ بود لاء ناهیه بر سرش داخل شد لفظا و معنا عمل کرد اما لفظا عمل کرد از آخرش حرکه انداخت لایُحابِبْ شد و معنا عمل کرد طلب ترک فعل نمود یعنی باید دوست ندارد یک مرد غایب الان یا در زمان آینده و بعد اجتماع حرفین متجانسین باء اول را ساکن کردیم پس هر دو باء ساکن شد جایز است باء دوم را حرکه بدهیم بفتحه لایُحابَّ بگویم از برای آنکه فتحه أخفّ حرکات است و جایز است حرکه کسره دهیم بقاعده وقتی که دو ساکن در یک جا جمع شدند حرکه بکسره جایز است لایُحابِّ میگوییم.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه