صرف میر صفحه 71

صفحه 71

مثال واوی

«الاِتّهاب : قبول هبه کردن» اِتَّهَبَ(1) یَتَّهِبُ اِتِّهاباً المُتَّهِب المُتَّهَب اتَّهِبْ لا تَتَّهِبْ».

اصل اِوْتَهَبَ یُوْتَهِبُ ، اِوْتِهاباً بود واو را قلب به تاء کردند و تاء را در تاء ادغام نمودند ، و گاه باشد که گویند ایتَعَدَ یاتَعِدُ ایتِعاداً.

مثال یایی

ایتَسَرَ یاتَسِرُ ایتِساراً واتَّسَرَ یَتِّسَرُ اِتّساراً اِتّسِرْ لا تَتَّسِرْ اجوف واوی «الاِجتِیاب : قطع کردن بیابان» اِجْتابَ یَجْتابُ اِجْتِیاباً ، اسم فاعل واسم مفعول مُجْتابٌ ، لکن اسم فاعل در اصل مُجْتَوِبٌ بود و اسم مفعول مُجْتَوبٌ بود. امر حاضر اِجْتَبْ اِجْتابا اِجْتابوا ، لفظ ماضی و امر با هم مشتبه شدند در تثنیه و جمع ، لکن اصل ماضی اِجْتَوَبا اجْتَوَبُوا و اصل امر اجْتَوِبا اجْتَوِبُوا.

ماضی مجهول

: اَُجْتیبَ اصل اُجْتُوِبَ بود کسره واو را به ماقبل دادند بعد از حذف حرکت ماقبل ، واو قلب بیاء شد.

و در اجوف یایی گویی «الاِخْتِیار : برگزیدن» ماضی معلوم اِخْتارَ الخ.

مستقبل معلوم یَخْتارُ و در ماضی مجهول گویی اُخْتیرَ (2)اصلش اُخْتُیِرَ بود کسره یاء را به ماقبل


1- اِتَّهَبَ در اصل وَهَبَ بود فعل ثلاثی مجرد بود ما خواستیم فعل ثلاثی مزید فیه اش بنا کنیم بردیم به باب افتعال. قاعده باب افتعال را بر وی جاری کردیم قاعده باب افتعال آن بود که هر فعل ثلاثی مجرد را که در آن باب می بردند همزه وصل مکسور در اولش در آوردند و تاء مفتوحه منقوطه میانه فاء الفعل و عین الفعل در آوردند ما همچنین کردیم وَهَبَ إوْتَهَبَ شد و جایز است واو را قلب کردن بتاء و تاء را در تاء ادغام نمودن و جایز است واو را بجهه کسره ما قبل قلب بیا ء کردن که ایتَهَبَ گویند.
2- أختیر در اصل اِخْتَیَرَ بود معلوم بود خواستیم که مجهولش بنا کنیم أول متحرک منه که تاء باشد ضمه دادیم و ماقبل آخرش را کسره، همزه بمتابعت اول متحرک منه مضموم گشت اُخْتُیِرَ شد کسره بر یاء ثقیل بود بما قبل دادند بعد از سلب حرکه ما قبل أخْتیرَ شد یعنی برگزیده شده است یک مرد غائب در زمان گذشته.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه