صرف میر صفحه 73

صفحه 73

اثرش ظاهر باشد از جهت تقویت این معنی که ذکر کرده شد ، و معنی مطاوعه ظاهر بودن حصول اثر است.

اجوف واوی

«الاِنْقِیاد : رام شدن» ماضی معلوم اِنْقادَ تا آخر و مجهول اُنْقیدَ که اصل اُنْقُوِدَ بود کسره بر واو ثقیل بود به ماقبل دادند بعد از سلب حرکت ماقبل واو ساکن ماقبل مکسور را قلب بیاء کردند اُنْقِیدَ شد.

مستقبل معلوم یَنْقادُ تا آخر و مجهول یُنْقادُ (1) اسم فاعل و مفعول مُنْقادٌ امر حاضر اِنْقَدْ(2) نهی لا یَنْقَدْ جحد لَمْ یَنْقَدْ نفی لا یَنْقادُ استفهام هَلْ یَنْقادُ.

ناقص یایی

«الاِنْمِحاء : سوده شدن» اِنْمَحی یَنْمَحی انْمِحاءً (3) اَلْمُنمَحِی اَلْمُنْمَحی انْمَحِ لا یَنْمَحِ و بر این قیاس بود لفیف مقرون چون اِنْزَوی ، یَنْزَوی ، فهو مُنْزَوٍ ، و ذاک مُنْزَویً ، اِنْزَوِ ، لا یَنْزَوِ.


1- یُنقَادُ در اصل یَنقَوِدُ بود معلوم بود خواستیم مجهولش بنا کنیم اول را ضمه و ماقبل آخر را فتحه دادیم یُنْقَوَدُ شد واو حرف عله متحرک ماقبل مفتوح قلب بالف کردیم یُنقَادُ شد یعنی رام کرده می شود یک مرد غایب الان یا در زمان آینده.
2- امر است از تَنقَوِدُ خواستیم از تنقود صیغه امر حاضر بنا کنیم تاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم نظر کردیم ما بعد حرف مضارع ساکن بود چون ابتدا بسکون محال است احتیاج افتاد بهمزه وصل چون ما بعد ساکن مفتوح بوده همزه وصل مکسور در اولش درآوردیم و حرکه آخر افتاد اِنْقَوِدْ شد واو حرف عله متحرک ماقبل مفتوح را قلب بالف کردیم اِنقَادْ شد التقاء ساکنین شد میانه الف و دال الف را بجهه التقاء ساکنین انداختیم إنقَدْ شد یعنی رام شو ای مرد حاضر الان.
3- در اصل انمحایاً بود بعد از الف زاید،یاء واقع شده بود قلب بهمزه کردیم إنمِحاءً شد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه