صرف میر صفحه 75

صفحه 75

اجوف واوی

«الاِسْتِقامَه : راست شدن» اسْتَقامَ یَسْتَقیمُ(1) اسْتِقامَه(2) المُسْتَقیمُ المُسْتَقامُ اسْتَقِمْ لا یَسْتَقِمْ بر قیاس أَقامَ یُقیمُ إِقامَهً.

ناقص یایی

«الاِسْتِخْباء : خیمه زدن» اسْتَخبی یَسْتَخبی اسْتَخباءً(3) المُسْتَخْبی المُسْتَخْبی اسْتَخْبِ لا یَسْتَخْبِ.

لفیف مقرون

«الاستحیاء : شرم داشتن» اِسْتَحْیی یَسْتَحْیی اِسْتِحْیاءً فهو مُسْتَحْیٍ و ذاک مُسْتَحْیاً اِسْتَحْیِ لا یَسْتَحْیِ و شاید که گویند اِسْتَحی ، یَسْتَحی ، اِسْتِحاءً ، فهو مستحٍ ، وذاک مُسْتَحیً ، امر اِسْتَحِ ، نهی لا یَسْتَحِ. و در حَیِیَ جایز است که ادغام کنند و گویند حَیَّ حَیّا حَیُّوا تا آخر.

مضاعف

«الاسِتتْباب : تمام شدن» اِستَتَبّ (4) یَسْتَتِبُّ اِسْتِتْباباً اسم فاعل مُسْتَتِبٌّ اسم مفعول مُسْتَتَبٌّ امر حاضر اِسْتَتَبَّ اِسْتَتَبِّ اِسْتَتْبِبْ و بر این قیاس


1- در اصل یَسْتَقوِمُ بود کسره بر واو ثقیل بود بماقبل دادند که قاف باشد واو ساکن ماقبل مکسور قلب بیاء کردیم یستقیم شد.
2- در اصل استقواماً بود فتحه واو را بما قبل دادیم که قاف باشد واو در موضع حرکه بود ما قبل مفتوح قلب کردیم بالف التقاء ساکنین شد میانه دو الف بجهه التقاء ساکنین یکیش را انداختیم و تاء مصدریه را عوض از محذوف آوردیم استقامهً شد.
3- استخباءً در اصل استخبایاً بود یاء بعد از الف زایده واقع شده بود قلب بهمزه نمودیم استخباءً شد یعنی خیمه زدن.
4- در اصل اِسْتَتْبَبَ بود اجتماع حرفین متجانسین حرکه باء اول را بماقبل دادند و در ثانی ادغام نمودند اِسْتَتَبَّ شد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه