صرف میر صفحه 76

صفحه 76

است امر غایب و نهی و جحد.

باب تفعّل

معانی باب تفعّل

این باب مطاوعه فعل باشد چون قَطَعْتُهُ فَتَقَطَّع و به معنی تکلّف و تشبّه نیز آید چون تَحَلَّمَ و تَزَهَّدَ و به معنی مهلت آید چون تَجَرَّعَ و چون در مستقبل باب تفعّل و تفاعل و تفعلل دو تاء جمع شود جایز باشد که یکی را بیندازند چون «تَنَّزَلُ الْمَلئکَهُ و تَزاوَرُ عَنْ کهْفِهِمْ و تَصَدّی(1).

ناقص یایی

تَمَنّی یَتَمَنّی تَمَنِیّاً اصل مصدر تَمنُّیاً بود ضمه را به جهت یاء بدل به کسره کردند تَمَنّیاً شد اسم فاعل مُتَمَنٍّ ، اسم مفعول مُتَمَنیًّ ، امر حاضر تَمَنَّ ، نهی لا یَتَمَنَّ ، جحد لَمْ یَتَمَنَّ(2).

مضاعف

«التّحبّب : دوستی نمودن» تَحَبَّبَ یَتَحَبَّبُ تَحَبُّباً المُتَحَبِّبُ المُتَحَبَّبُ تَحَبَّبْ لا یَتَحبَّبْ بر قیاس صحیح.


1- اگر کسی بحث کند که چه عیب دارد تصدّی در آیه شریفه «وَ أنتَ لَه تَصَدّی» فعل ماضی باشد از باب تفعّل؟ جواب گوئیم که با آن درست نمی شود زیرا که آن ضمیر مخاطب است اگر فعل ماضی باشد باید تَصَدَّیْتَ گفته شود که با آن درست بیاید که ضمیر مخاطب مذکر است و همچنین است «ناراً تَلَظَّی» اگر تَلَظّی فعل ماضی باشد باید تَلَظَّتْ بگوید از برای آنکه نار مؤنث سماعی است.
2- لم یَتَمَنَّ در اصل یَتَمَنَّی بود لم جازمه بر سرش داخل شد لفظا و معنیً عملکرد، لفظاً عمل کرد یاء را از آخرش انداخت لم یَتَمَنَّ شد و معنا عمل کرد معنی فعل مضارع که مثبت و مشترک بود میانه حال و استقبال برد به ماضی و در ماضی نفی کرد اول معنایش چنان بود که آرزو میکند یک مرد غایب الان یا آینده و حالا معنایش چنین است که آرزو نکرده یک مرد غایب در زمان گذشته.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه