صرف میر صفحه 80

صفحه 80

- چنانکه گذشت - واِطّابَق یَطّابَق اِطّابُقاً و اطَّرَّق یَطَّرَّق اِطَّرُّقاً و اِظَّهَّرَ یَظَّهَّرُ اِظَّهُّراً و اظّاهَرَ یَظّاهَرُ اِظّاهُراً.

فصل: قاعده ای در باب افتعال

بدانکه عین الفعل در باب افتعال چون یکی از این یازده حروف باشد روا بود که تاء افتعال را ساکن سازند و در عین ادغام کنند پس دو ساکن جمع شوند فاء وتاء بعضی حرکت تاء را بر فاء دهند ودر اِخْتَصَمَ(1) یَخْتَصِمُ اِخْتِصاماً چنین گویند خَصَّمَ یَخَصِّمُ خِصّاماً فهو مُخَصِّمٌ و ذاک مُخَصَّمٌ امر حاضر خَصِّمْ و بعضی فاء را حرکت به کسره می دهند گویند خِصَّمَ یَخِصِّمُ خِصّاماً.

باب افْعلال

(2) «الاِحْمِرار : سرخ شدن» احْمَرَّ یَحْمَرُّ اِحْمِراراً فهو و ذاک مُحْمَرٌّ ماضی


1- اِختَصَمَ در اصل خَصَمَ بود فعل ثلاثی مجرد بود خواستیم فعل ثلاثی مزید فیه اش بنا کنیم بردیم به باب افتعال قاعده باب افتعال را بر وی جاری کردیم قاعده باب افتعال آن بود که هر فعل ثلاثی مجرد را در آن باب میبرند همزه وصل مکسور در اولش درآورند و فاء الفعل اش را ساکن کنند و تاء منقوطه مفتوحه میانه فاء الفعل و عین الفعل درآورند ما همچنین کردیم اِخْتَصَمَ شد در عین الفعل صاد واقع شده بود تاء افتعال را نیز بصاد بدل کردیم اخصَصَم شد در اینصورت دو وجه جایز است یکی آنکه اجتماع حرفین متجانسین متحرکین شرط ادغام موجود بود فتحه صاد اول را بماقبل دادیم که خاء باشد و در ثانی ادغام نمودیم اِخَصَّمَ شد بجهه حرکه یافتن خاء از همزه مستغنی شدیم خَصَّمَ شد وجه دوم آن است که وقتی صاد اول را ساکن کردیم التقاء ساکنین شد میانه خاء و صاد در اینصورت که دو ساکن در یک جا جمع شدند قاعده آن است که دوم را بکسره حرکه میدهند و ما هم بصاد کسره دادیم و نقل کردیم کسره را بما قبل که خاء باشد و در ثانی ادغام نمودیم اِخِصَّمَ شد بجهه حرکه یافتن خاء از همزه مستغنی شدیم خِصَّمَ شد.
2- بدانکه باب افعلال برای مبالغه فعل لازم آید و آن فعل لازم بر دو قسم است یا از الوان است مثل إحْمَرَّ یَحمَرُّ اِحْمِراراً یا از برای عیوب است مثل إعْوَرَّ یَعْوَرُّ اِعْوِراراً.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه