صرف میر صفحه 82

صفحه 82

باب افْعِلْلال

(1) اِقْشَعَرَّ (2)یَقْشَعِّرُ اِقْشِعْراراً فهو مُقْشَعِرٌّ و ذاک مُقْشَعَرٌّ امر حاضر اِقْشَعِرَّ اِقْشَعِرِّ اِقْشَعْرِرْ.

تذکر

بدانکه باب افعنلال(3) در ثلاثی مزید فیه آمده است چون اقْعَنْسَسَ (4)یَقْعَنْسِسُ


1- باب اِفْعِللال برای مبالغه فعل لازم میاید چون که گفته میشود قَشْعَرَ شَعرُ جِلدِ الرّجُل اذا انتشر شعر جلده فی الجمله و گفته میشود اقْشَعَرَّ شَعرُ جلد الرجل اذا انتشر شعر الجلد مبالغه.
2- إقشَعَرَّ در اصل قَشْعَرَ بود فعل رباعی مجرد بود خواستیم مزیدفیه اش بنا کنیم بردیم بباب افعللال قاعده باب افعللال را بر وی جاری نمودیم قاعده باب افعللال آن است که هر فعل رباعی مجرد را که در آن باب میبرند همزه وصل مکسور در اولش در آورند و فاء الفعل را ساکن کنند و عین الفعل را فتحه میدهند و لام الفعل دوم را مفتوح مکرر نمایند ما هم چنین کردیم قَشْعَرَ اِقْشَعْرَرَ شد اجتماع حرفین متحرکین متجانسین فتحه راء اول را بما قبل دادیم که عین باشد و در ثانی ادغام نمودیم إقْشَعَرَّ شد معنایش گویند اقشَعَرَّ جلده یعنی اخذ کرد او را قَشعَریره.
3- باب افعنلال از ملحقات باِحرَنجَمَ میباشد. یعنی ثلاثی مزید فیه است لکن ملحق است باحرنجم که رباعی مزید فیه است و المراد من الالحاق اتحاد وزن مصدری الملحق والملحق به نحو اِقْعِنساس و اِحْرنجام و بناء این باب برای مبالغه فعل لازم است لانه یقال قَعَس الرجل اذا دخل ظهرُه و خرج صدرُه فی الجمله ویقال إقْعَنْسَسَ الرجلُ اذا کثر خروجُه.
4- اقْعَنْسَسَ در اصل قَعَسَ بود فعل ثلاثی مجرد بود خواستیم مزید فیه اش بنا کنیم بردیم به باب افعنلال قاعده باب افعنلال آن است که هر فعل ثلاثی مجرد را که در آن باب میبرند همزه وصل مکسور در اولش بیاورند و فاء الفعلش را ساکن میکنند و نون ساکن میانه عین الفعل و لام الفعلش در آورند و لام الفعل را مفتوح مکرر کنند ما هم چنین کردیم قَعَسَ اقْعَنْسَسَ شد یعنی به پشت راه رفته است یعنی خلَفَ و رجَعَ.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه