صرف میر صفحه 84

صفحه 84

بدانکه مجموع همزه ها که در اوّل ماضی ثلاثی مزید فیه ورباعی مزید فیه است همزه وصل(1) است که در درج کلام بیفتد وهم چنین همزه هائی که در اوّل مصدرها وامرها این ابواب است اِلّا همزه باب افعال که همزه قَطع است وساقط نمی شود در درج کلام نه در ماضی ونه در امر ونه در مصدر.

* * *

ذکر دو نکته

فصل : بدانکه ذهب را چون به باء متعدّی کنی چنان گویی ذُهِبَ بِهِ ذُهِبَ بِهِما ذُهِبَ بِهِمْ ذُهِبَ بِها ذُهِبَ بِهِما ذُهِبَ بِهِنَّ ذُهِبَ بِک ذُهِبَ بِکُما ذُهِبَ بِکُمْ ذُهِبَ بِکِ ذُهِبَ بِکُما ذُهِبَ بِکُنَّ ذُهِبَ بی ذُهِبَ بِنا و در اسم مفعول گویی مَذْهُوبٌ بهِ مَذْهُوبٌ بِهِما مَذْهوبٌ بِهِم تا آخر.

بدانکه الف فاعَلَ وسین استفعال گاه باشد که لازم را متعدّی کنند. چون سارَ زَیْدٌ و سایَرْتُهُ و خَرَجَ زَیْدٌ و اسْتَخْرَجْتُهُ.


1- بدانکه اصل در همزه وصل کسر است چونکه همزه وصل در اصل ساکن بوده و چون در اول کلمه داخل شد محتاج بحرکت شد لتعذر الابتداء بالساکن یا بسبب التقاء ساکنین حرکت بکسر داده شد لان الکسر اصل فی تحرک الساکن ولم تکسر فی مثل اُنصُر و اُکتُب لان بتقدیر الکسره یلزم الخروج من الکسره الی الضمه و ذلک یوجب الثقل کما فی دُیل ولا اعتبار للنون الساکن فی انصر و الکاف الساکن فی اکتب لانّ الحرف الساکن لایکون حاجزا حصینا عندهم.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه