صرف میر صفحه 9

صفحه 9

به جای فاء و لام باشد ، آن را لفیف مفروق خوانند چون وَقْیٌ و وَقی و اگر به جای عین و لام باشد ، آن را لفیف مقرون خوانند چون طَیٌّ(1) و طَوَی.

پس مجموع اسماء و افعال بر هفت(2) نوع بود :

صحیح است ومثال است ومضاعف***لفیف وناقص ومهموز واجوف

و احوال هر یک از اینها در این کتاب روشن گردد - إن شاء الله تعالی.

فصل: صیغه های فعل ثلاثی مجرد

دانسته شد که فعل ثلاثی مجرّد را سه صیغه است فَعَلَ چون نَصَرَ و فَعِلَ چون عَلِمَ و فَعُلَ چون شَرُفَ و این هر سه فعل ماضی است که دلالت می کند بر


1- در اصل طَوْی بوده «واو» و «یاء» در یک کلمه جمع شده بودند سابق آنها ساکن بود و او را قلب بیاء کردند و «یاء» را در «یاء» ادغام کردند طَیّ شد یعنی پیچیدن.
2- اگر کسی بحث کند که چرا مجموع اسماء و افعال بر هفت نوع شد جواب گوئیم زیرا که در کلمه،حرف عله و یا ملحق بحرف عله هست یا نیست و هر گاه حرف عله باشد یا بانفراد میشود یا باجتماع و در صورت انفراد یا در اول میشود مثل وَعَدَ و یَسَرَ که آن را معتل الفاء و مثال خوانند و یا در وسط میشود مثل قالَ و باغَ که آن را معتل العین و اجوف گویند و یا در آخر مثل رَعی و دَعی که آنرا معتل اللام و ناقص گویند و در صورت اجتماع یا به جای فاء و لام باشد مثل وَقَی که آن را لفیف مفروق خوانند و یا بجای عین و لام باشد. مثل طَوَی که آن را لفیف مقرون خوانند و مثل «واو» و «یاء» نادر است و ملحق به حرف عله نیز یا بانفراد است مثل اَمَرَ و سَئَلَ و هَنَأَ که آن را مهموز خوانند و یا باجتماع مثل مَدَدَ که آن را مضاعف خوانند و همزه را ملحق به حرف علّه گفتن بدیهی است مثل آمَنَ و اومن و ایمان و مضاعف را ملحق به حرف علّه گفتن به جهت آن است که در او هم مثل معتل تغییر می شود مثل ظِلْتُ در ظَلَلْتُ که یک لامش را حذف کرده اند و اگر در کلمه حرف عله و ملحق به حرف عله نباشد آن را صحیح خوانند.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه