دروس حوزه علمیه جدید پایه 1 صفحه 1021

صفحه 1021

1- معانی به ترتب : گلابی ، شتر قوی ، پیرزن ، شئ حقیر.

2- و مزید فیه اسم خماسی مجرد نیامده است مگر پنج بناء عَفَرنُوط و خزَعبل و قِرطبوس و خندریس و قبعثری

3- در اصطلاح صرفیین و امّا در اصطلاح نحویین صحیح آن را گویند که آخرش حرف عله نباشد خواه در فاء و عین باشد یا نباشد

4- یعنی در حروف اصول وی آن را مهموز خوانند و مهموز گاه صحیح می شود مثل أمر و مثل قَرَءَ و گاه معتل چون آل و وَءَلَ

5- در اصل مدَدَ بود اجتماع حرفین متجانسین متقاربین شرط ادغام موجود بود دال اول را ساکن و در ثانی ادغام نمودیم مَدَّ شد یعنی کشیده است یکمرد غائب در زمان گذشته.

6- بدانکه واو و یاء و الف را از آن جهه حروف علّه گفته اند که در اکثر مواضع صحیح و سلامت بر حال خودشان باقی نمی مانند بلکه تغییر می یابند بقلب و اسکان و حذف چنانکه حالت آدم ناخوش تغییر می یابد. و همزه اگر چه در تغییر یافتن با آنها مشترک است لکن در اصطلاح آنرا حرف عله نگفته اند. و یا از این جهه حروف عله گفته اند که آدم ناخوش در حین ناخوشی لفظ وای میگوید.

یاء ) آن را مُعْتَلّ خوانند. پس اگر حرف علّه به جای فاء بود آن را معتلّ الفاء و مثال(1) خوانند چون وَعْدٌ و وَعَدَ و اگر به جای عین بود آن را معتلّ العین و اجوف(2) خوانند چون قَوْلٌ و قالَ.(3) و اگر به جای لام بود آن را معتلّ اللّام وناقص(4) خوانند چون رَمْیٌ و رَمی.(5)

و هرگاه در معتلّ دو حرف علّه باشد آن را لفیف خوانند پس اگر حرف علّه

[شماره صفحه واقعی : 9]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه