دروس حوزه علمیه جدید پایه 1 صفحه 1022

صفحه 1022

1- قوله: "آنرا معتل الفاء و مثال گویند"، اما معتل الفاء گویند از آن جهت که حرف عله بجای فاء است و اما مثال گویند بجهه شباهت رساندن ماضی او در عدم اخلال به صحیح مثل وَعَدَ و یَسَرَ و اجوف و ناقص چنین نیستند و بصفه ماضی مسمّی شد زیرا که مضارع فرع او است در لفظ و بعضی گفته اند از آنجهه مثال گفته اند که شباهت رسانده است به صحیح در ماضی و اسم فاعل و اسم مفعول و اسم مکان یا بجهه شباهت امر او بامر اجوف مثل عِد و زِن یا در احتمال حرکات ثلاثه و بعضی گفته اند که مثال از مثول مشتق است و آن بمعنی انتصاب است و معتل الفاء را مثال گویند از برای انتصاب و ثبوت حرف علّه در وی.

2- آن را اجوف گویند.چرا اجوف گویند زیرا که اجوف در لغت به معنی میان خالی است و چون میان این کلمه از حرف صحیح خالی است از این جهه اجوف گویند.

3- اصلش قَوَلَ بود، واو حرف عله متحرک ماقبل مفتوح بالف قلب شد قال گردید یعنی گفته است یکمرد غائب در زمان گذشته. قُلْنَ در اصل قَوَلْنَ بود واو حرف عله متحرک ما قبل مفتوح را قلب بالف کردند قالْنَ شد التقاء ساکنین شد میانه ألف و لام، الف را بجهه رفع التقاء ساکنین انداختند قَلْنَ شد و فتحه قاف را بدل بضمه کردند تا دلالت کند بر اینکه آن چه از اینجا افتاده است «واو» بود نه «یاء»، قُلْنَ شد یعنی گفته اند گروه زنان غائبه در زمان گذشته.

4- و اگر گویند وقتی که حرف علّه بجای لام بود چرا آن کلمه را ناقص گویند جواب گوئیم زیرا که ناقص در لغه به معنی دم بریده است چون این کلمه آخرش از حرف صحیح بریده شده از این جهه آن را ناقص گویند.

5- رَمَتَا: در اصل رَمَیَتا بود «یاء» حرف علّه متحرک ما قبل مفتوح را قلب بالف کردند رَماتا شد، التقاء ساکنین شد میانه «الف» و «تاء» الف را به جهه التقاء ساکنین انداختند رَمَتا شد یعنی تیر انداختند دو زنان غایبه در زمان گذشته. اگر کسی گوید که در اینجا التقاء ساکنین چطور شد حال آنکه تاء متحرک است جواب گوئیم که حرکه تاء عارضی است که در مفرد ساکن بوده. رَمَوْا در اصل رَمَیُوا بود،«یاء» حرف عله متحرک ما قبل مفتوح را قلب به ألف کردند رَماوْا شد،التقاء ساکنین شد میانه «واو» و «الف»، الف را بجهه التقاء ساکنین انداختند رَمَوْا شد.

به جای فاء و لام باشد ، آن را لفیف مفروق خوانند چون وَقْیٌ و وَقی و اگر به جای عین و لام باشد ، آن را لفیف مقرون خوانند چون طَیٌّ(1) و طَوَی.

پس مجموع اسماء و افعال بر هفت(2) نوع بود :

صحیح است ومثال است ومضاعف***لفیف وناقص ومهموز واجوف

و احوال هر یک از اینها در این کتاب روشن گردد - إن شاء الله تعالی.

فصل: صیغه های فعل ثلاثی مجرد

دانسته شد که فعل ثلاثی مجرّد را سه صیغه است فَعَلَ چون نَصَرَ و فَعِلَ چون عَلِمَ و فَعُلَ چون شَرُفَ و این هر سه فعل ماضی است که دلالت می کند بر

[شماره صفحه واقعی : 10]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه