دروس حوزه علمیه جدید پایه 1 صفحه 1029

صفحه 1029

1- اگر کسی بحث کند که تو گفتی مصدر آن است که در آخر معنی فارسی آن دال و نون یا تا ء و نون باشد پس چه میگوئی در جَید که معنی فارسی آن گردن است و حال آن که مصدر نیست؟ جواب گوییم که مطلق دال و نون یا تاء و نون بودن دلیل مصدریه نیست بلکه مشروط است بر اینکه اگر از آخرش نون را بیندازی باز همان معنی را بفهماند آن مصدر است و اگر نفهماند مثل جید که اگر از آخر لفظ گردن نون را بیندازی گرد میشود که بمعنی غبار است پس جید مصدر نیست بلکه اسم است.

2- وجحد ونفی و استفهام چنانکه در امثله و شرح آن گذشت

3- بدانکه آنچه از مصدر مشتق است یا اسم بود یا فعل و در صورت ثانیه یا اخباری است یا انشائی،در صورت اولی هرگاه در اولش یکی از حروف «اتین» باشد مضارع است و اگر نباشد ماضی است و انشائی هم هرگاه از برای طلب حصول فعل باشد آن امر است و اگر برای طلب ترک چیزی باشد آن نهی است و در صورت اولی هرگاه دلالت کند بصدور چیزی از چیزی یا بوقوع چیزی بر چیزی بدون واسطه یا بواسطه و در صورت وقوع بواسطه، یا بواسطه زمان است یا مکان است یا آله یا نوع و مرّه است پس قسم اول اسم فاعل است و دوم اسم مفعول و سیّم اسم زمان و مکان است چهارم اسم آله است پنجم بناء نوع و بناء مرّه است و نفی مثل نهی است لفظاً و جحد مثل ماضی است بمعنی.

4- بدانکه اشتقاق چنانکه در اول مراح و در بحث مشتق در قوانین الاصول در حاشیه گفته شده بر سه قسم است:1-صغیر و هو أن یکون بینها تناسب فی الحروف والترتیب نحو ضرب من الضرب 2-و کبیر و هو ان یکون بینها تناسب فی اللفظ دون الترتیب نحو جبذ من الجذب 3-واکبر و هو أن یکون بینهما تناسب فی المخرج نحو نعق من النهق والمراد من الاشتقاق هنا الاشتقاق الصغیر.

فصل: ابواب فعل ثلاثی مجرد

باب فَعَلَ یَفْعُلُ النّصر ( یاری کردن ) ماضی وی ، چهارده مثال بود شش مغایب و مغایبه را بود و شش مخاطب و مخاطبه را و دو حکایت نفس متکلّم را. آن شش که مغایب را بود سه مذکّر را بود و سه مؤنّث را ، آن سه که مذکّر را بود چون : نَصَرَ نَصَرا نَصَرُوا و آن سه که مؤنّث را بود چون : نَصَرَتْ نَصَرَتا نَصَرْنَ و آن شش که مخاطب را بود سه مذکّر را بود و سه مؤنّث را. آن سه که مذکّر را بود چون : نَصَرْتَ نَصَرتُما(1)(2) نَصَرْتُمْ و آن سه که مؤنّث را بود چون : نَصَرْتِ نَصَرْتُما نَصَرْتُنَّ و آن دو که حکایت نفس متکلّم را بود چون : نَصَرْتُ نَصَرنا.

و مستقبل را نیز چهارده مثال است بر آن قیاس که دانسته شد در ماضی چون : یَنْصُرُ یَنْصُرانِ یَنْصُرُونَ تَنْصُرُ تَنْصُرانِ یَنْصُرْنَ تَنْصُرُ تَنْصُرانِ تَنْصُرُونَ تَنْصُرینَ تَنْصُرانِ تَنْصُرْنَ اَنْصُرُ نَنْصُرُ.

ودیگر ابواب پنجگانه نیز بر این قیاس بود چون : ضَرَبَ ضَرَبا ضَرَبوا الی آخره و عَلِمَ عَلِما عَلِمُوا الخ و مَنَعَ مَنَعا مَنَعُوا الخ و حَسِبَ حَسِبا حَسِبُوا الخ و شَرُفَ شَرُفا شَرُفُوا الخ و مستقبل چون : یَضْرِبُ یَضْرِبانِ یَضْرِبونَ الخ و یَعْلَمُ یَعْلَمانِ یَعْلَمُون الخ و یَمْنَعُ یَمْنَعانِ یَمْنَعُونَ الخ و یَحْسِبُ یَحْسِبانِ یَحْسِبُونَ الخ و یَشْرُفُ یَشْرُفانِ یَشْرُفُونَ الخ.

فصل: نحوه ساخت فعل مستقبل

فعل مستقبل را از فعل ماضی گیرند به زیادتی یک حرف از حروف «اَتَیْنَ»

[شماره صفحه واقعی : 17]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه