دروس حوزه علمیه جدید پایه 1 صفحه 1036

صفحه 1036

1- و نون در مثل یطلبن و تطلبن بحال خود باقیست چونکه نون در مثل این دو صیغه ضمیر است والضمیر لایتغیر ولا یحذف.

2- صَرِّفْ صیغه مفرد مذکر امر حاضر است از تُصَرِّفُ، خواستیم از تصرّف صیغه امر حاضر بناء کنیم تاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم نظر کردیم بما بعد حرف مضارع ما بعد حرف مضارع متحرک بود بهمان حرکت اکتفاء نموده امر بناء کردیم و حرکه آخر بوقفی افتاد صَرِّفْ شد یعنی بگردان تو ای مرد حاضر الآن و همچنین صَرِّفا و صَرِّفُوا الخ ولکن نون در آنها بوقفی افتاد و اما نون صَرِّفْنَ نیفتاد بجهه آنکه علامت فاعل است والعلامه لا تحذف ولا تغیّر.

3- ضَارِبْ أمر است از تُضارِبُ، خواستیم از تُضارِبُ صیغه امر حاضر بنا کنیم تاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم نظر کردیم بما بعد آن متحرک بود بهمان حرکت امر بنا کردیم حرکت آخر بوقفی افتاد ضَارِبْ شد یعنی بزن تو ای مرد حاضر الآن.

و در باب فَعْلَلَ گوئی : دَحْرِجْ§َحرِجْ امر است از تُدَحْرِجُ، خواستیم از تدحرج صیغه امر حاضر بناء کنیم تاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم نظر کردیم بما بعد حرف مضارع و مابعد حرف مضارع متحرک بود بهمان حرکت امر بنا کردیم،حرکت آخر بوقفی افتاد و دَحرِجْ شد یعنی بغلط تو ای مرد حاضر الان و نون در تثنیه و جمع و در مفرد مؤنث بوقفی میافتد و نون دَحرِجْنَ که جمع مؤنث است بحال خود باقی میماند زیرا که علامت فاعل است و علامت حذف نمیشود (1)اُنصُرْ امر است از تَنصُرُ ما خواستیم از تنصر صیغه امر حاضر بنا کنیم تاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم نظر کردیم بما بعد حرف مضارع، ساکن بود چون ابتداء بسکون محال بود احتیاج افتاد بهمزه وصل و چون ما بعد ساکن مضموم بود همزه وصل مضموم در اولش در آوردیم و حرکت آخر بوقفی افتاد و اُنصُرْ شد یعنی یاری کن ای مردحاضر الآن.(2)اِضرِبْنَ در اصل تَضرِبْنَ بود ما خواستیم از تضربن صیغه أمر حاضر بنا کنیم تاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم نظر کردیم بما بعد حرف مضارع،ساکن بود و چون ابتداء به ساکن محال بود احتیاج شد بهمزه وصل چون مابعد ساکن مکسور بود همزه وصل مکسور در اولش در آوردیم و حرکت آخر بوقفی نیفتاد از برای آنکه علامت فاعلی است و علامت حذف نمیشود اِضرِبْنَ شد یعنی بزنید شما گروه زنان حاضره.(3)بدانکه کل همزه های وصل بدین تفصیل است، همزه ابن و ابنم و ابنه و امرء و امرأه و اثنین و اثنتین و اسم و است و ایمن و همزه ماضی و مصدر است از خماسی و سداسی و همزه امر حاضر است مگر از باب إفعال و همزه متصله بلام تعریف است و همزه وصل حذف میشود در تلفّظ نه در خط مگر در بسم الله و مکسور میشود مگر اَیمن و همزه لام تعریف که آنها مفتوحند و مگر همزه امر حاضر از باب نَصَر یَنصُرُ و همزه ماضی مجهول در خماسی و سداسی که در آنها مضموم شود

1- دَحْرِجا دَحْرِجوا دَحْرِجی دَحْرجا دَحْرِجْنَ. و اگر ما بعد حرف استقبال ساکن باشد ، احتیاج به همزه وصل افتد و اگر مابعد آن ساکن ضمّه باشد همزه را مضموم گردانند و حرکت آخر و نون عوض رفع را به وقفی بیندازند چون : اُنْصُرْ

2- اُنْصُرا اُنْصُروا اُنْصُری اُنْصُرا اُنْصُرْنَ و اگر ما بعد حرف ساکن فتحه باشد یا کسره همزه را مکسور گردانند و آخر را موقوف سازند چون : اِعْلَمْ اِعْلَما اِعْلَمُوا اِعْلَمی اِعْلَما اِعْلَمْنَ و اِضْرِبْ اِضْرِبا اِضْرِبوا اِضْرِبی اِضْرِبا اِضْرِبْنَ

3- و چون همزه وصل

ثابت باشد در عبارت ، چون : فَاطْلُبْ ثُمَّ اطْلُبْ.

فصل: فعل لازم و متعدّی

مجموع افعال بر دو نوع بُوَد : لازم و متعدّی. لازم آن است که فعل از فاعل تجاوز نکند وبه مفعولٌ به نرسد چون : ذَهَبَ زَیْدٌ و قَعَدَ عَمْروٌ ، و متعدّی آن است که فعل از فاعل تجاوز کند و به مفعولٌ به برسد چون : ضَرَبَ زیْدٌ عَمْرواً.

و لازم را به همزه باب افعال و تضعیف عین باب تفعیل و بایِ حرف جرّ ، متعدّی سازند (1)(2) چون «اَذْهَبْتُ زَیْداً (3)» و «فَرَّحْتُهُ وذَهَبْتُ بِهِ (4)».

[شماره صفحه واقعی : 25]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه