دروس حوزه علمیه جدید پایه 1 صفحه 1074

صفحه 1074

1- بدانکه ادغام بر سه قسم است: واجب و جائز و ممتنع. أما ادغام واجب مشروط است بیازده شرط اول آنکه دو حرف همجنس در یک کلمه باشند مثل مدّ که در اصل مَدَدَ بود و اگر در دو کلمه باشد مثل جَعلَ لَک در اینصورت جایز میشود و نه واجب. دوم آنکه هر دو حرف در اول کلمه نباشند مثل دَدَنْ. سیم آنکه اول دو حرف متصل بادغام شده نشود مثل جسّیس و چهارم آنکه این دو حرف نباشند در وزنی که لاحق کرده شده بغیر مثل اِقْعَنْسَسَ که ملحق باِحْرَنجَمَ است و مثل قَرْدَدْ که ملحق بجعفر است. پنجم آنکه این دو حرف نباشند در اسمی که بر وزن فَعَلٌ است مثل طَلَلٌ و مَدَدٌ. ششم آنکه نباشند این دو حرف در اسمی که بر وزن فُعُلٌ است مثل ذُلُل و جُدُد که جمع زاول و جدیر است. هفتم آنکه نباشند در اسمی که بر وزن فَعِل است نحو لَمِم و کَلِل. هشتم آنکه نباشند در اسمی که بر وزن فُعَل است مثل دُرَر و جُدَد که جمع جده است دامی را گویند که در کوه باشد و در این هفت صورت ادغام ممتنع است و در سه صورت باقی دو وجه جایز است ادغام وفکّ. اول آنکه حرکه حرف ثانی عارضی نباشد مثل اُخْصُصَ بی که در اصل اُخْصُصْ أبی بود حرکه همزه را بماقبل دادند که صاد باشد و همزه را بغیر قیاس انداختند اُخصُصَ بی شد دوم آنکه دو حرف هم مثل نباشند هر دو تا یاء که حرکت ثانی لام باشد مثل حَیِیَ و عَیِیَ سیم آنکه هر دو حرف نباشند در افتَعَل مثل استَتَر و اقتَتَل و در سه صورت دیگر هم دو وجه جایز است اول آنکه در اول مضارعی دو تاء جمع شود مثل تتجلّی و تتذکر و تتضارب اما در صورت ادغام باید همزه بیاوری. دوم آنکه دو حرف در مضارعی باشد که مجزوم است بسکون یا در فعل امر باشند مثل قوله تعالی وَ مَن یَرْتَدِدْ مِنکُم عَن دینِه و قوله تعالی وَاغْضُضْ مِن صَوتِکَ .اهل حجاز ادغام نمی کنند و بنوتمیم ادغام می کنند چنانکه شاعر گفته: "فَغَضِّ الطَّرْفُ إنَّکَ مِن نَمیرٍ"

مُدَّ(1) مُدِّ مُدُّ اُمْدُدْ به فکِّ ادغام ، و در باقی یک وجه چون مُدّا مُدّوُا مُدِّی مُدّا اُمْدُدْنَ و در مفرد امر غایب نیز خواه مذکّر و خواه مؤنّث باشد همین چهار وجه جایز است(2) ، چون لِیَمُدَّ لِیَمُدُّ لِیَمُدِّ لِیَمْدُدْ به فکّ ادغام ، و بر این قیاس است حال نهی چون لا یَمُدَّ لا یَمُدِّ لا یَمُدُّ لا یَمْدُدْ و حال جحد چون لَمْ یَمُدَّ لَمْ یَمُدِّ لَمْ یَمُدُّ لَمْ یَمْدُدْ

مضاعف از سه باب اصول آید از فَعَلَ یَفْعِلُ «الفَرّ : فِرار کردن».

ماضی فَرَّ مستقبل یَفِرُّ واز باب فَعِلَ یَفْعَلُ «اَلْبَرّ : نیکویی کردن» ماضی بَرَّ مستقبل یَبَرُّ و از باب فَعَلَ یَفْعُلُ چنانکه گذشت در مَدَّ یَمُدُّ و در امر حاضر و اَخَواتِ وی از این دو باب ، سه وجه جایز است زیرا که ضمّه از برای موافقت عین الفعل مستقبل بود ساقط شد و نون تأکید ثقیله مُدَّنَّ مُدّانِّ مُدُّنَّ مُدِّنَّ مُدّانِّ اُمْدُدْنانِّ خفیفه مُدَّنْ مُدُّنْ مُدِّنْ اسم

[شماره صفحه واقعی : 63]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه