دروس حوزه علمیه جدید پایه 1 صفحه 1077

صفحه 1077

1- بدان که این بیان بیان ناقص است بجهه شامل نبودن این مزید را مطلقا و بثلاثی مجرد که در آن تاء باشد، اما قاعده کلیه آن است که در ثلاثی مجرد تاء زیاد کرده فَعْله گویند و در غیرثلاثی تاء را بآخر مصدرش زیاد کنند چون ضَرَبْتُ ضَرْبَهً و اَکْرَمْتُ اِکْرامَهً میگویند و در صاحب تاء موصوف بکلمه واحده میکنند و میگویند رَحِمْتُه رَحْمَهً واحِدَهً و دَحْرَجتُه دَحرَجَهً واحِدَهً.

2- اگر کسی بحث کند که در یَضَعُ بعد از فتحه دادن عین الفعل بجهه ثقل حرف حلق چرا واو بجای خود عود نمیکند چنانکه در یوضَع که فعل مضارع مجهول است عود کرده است؟ جواب گوئیم اگر عود کند معلوم نمی شود که این از باب مَنَعَ یَمنَعُ است و یا از باب ضرَبَ یَضرِبُ است که فتحه را بجهه ثقل حرف حلق داده اند.

فصل: ابواب فعل ثلاثی مزید

باب إِفْعال

باب إِفْعال از صحیح

باب إِفْعال(1) از صحیح أَکْرَمَ یُکْرِمُ إِکْراماً.

اصل یُکْرِمُ یُأکْرِمُ بود همزه را انداختند زیرا که در ءُاَکْرِمُ متکلم وحده دو همزه جمع شده بود یکی را بسبب ثقل انداختند و در باقی الفاظ نیز انداختند برای طرد باب. امر حاضر این باب را از اصل مستقبل گیرند که آن تُاَکْرِمُ است و گویند اَکْرِمْ(2) اَکْرِما اَکْرِمُوا تا آخر. و این همزه ، همزه قطع است چون متصل گردد به ماقبل خود ساقط نگردد چون فَاَکْرِمْ ثُمَّ أَکْرِمْ. و حکم نون تأکید ثقیله و خفیفه به طریقی است که دانسته شد. اسم فاعل مُکْرِمٌ اسم مفعول مُکْرَمٌ.

معانی باب إفعال

و غالب ، همزه باب افعال ، از برای تعدیه ثلاثی مجردِ لازم باشد(3) چون : أَذْهَبْتُ زَیْداً فَذَهَبَ وأَجْلَسْتُهُ فَجَلَسَ ، و شاید که به معنی دخول در وقت باشد چون : أَصْبَحَ زَیْدٌ و أَمْسی زَیْدٌ یعنی داخل شد زید

[شماره صفحه واقعی : 66]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه