دروس حوزه علمیه جدید پایه 1 صفحه 1079

صفحه 1079

1- هرگاه أصل فعل متعدی باشد صفت بمعنی مفعول است چنان که در اَحْمَدْتُه و اگر اصل فعل لازم باشد صفه بمعنی فاعل آید چنانکه در اَبخَلتُه بمعنی وَجَدتُه بَخیلاً

2- موسِرٌ در اصل یُیْسِرُ بود ما خواستیم از ییسر صیغه فاعل بنا کنیم یاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم میم مضمومه بجای حرف مضارع گذاشتیم و تنوین که متمکّن اسم بود بآخرش لاحق کردیم مُیسِرٌ شد یاء ساکن ماقبل مضموم را قلب بواو کردیم مُوسِرٌ شد یعنی قمار بازی کننده است یک مرد الان یا در زمان آینده

اَقْوَمَ بود ؛ واو مفتوح ، ماقبل وی حرف صحیح و ساکن بود فتحه واو را به ماقبل دادند ، واو در موضِع حرکت بود ماقبل مفتوح قلب به الف کردند اَقامَ شد. و در اَقَمْنَ (1)تا آخر الف به التقاء ساکنین بیفتاد. ماضی مجهول اُقیمَ اُقیما اُقیموُا تا آخر. اصل اُقیمَ ، اُقْوِمَ بود کسره واو را به ماقبل دادند و واو را قلب بیاء کردند اُقیمَ شد و در اُقِمْنَ تا آخر یاء به التقایِ ساکنین بیفتاد.

مستقبل معلوم یُقیمُ یُقیمانِ یُقیموُنَ تا آخر. اصل یُقیمُ یُقْوِمُ بود کسره واو را به ماقبل دادند واو برای کسره ماقبل منقلب بیاء شد یُقیمُ شد. و در یُقِمْنَ و تُقِمْنَ (2)یاء به التقایِ ساکنین بیفتاد. مستقبل مجهول یُقامُ یُقامانِ یُقامُونَ تا آخر. اصل یُقام یُقْوَمُ بود فتحه واو را به ماقبل دادند واو را قلب به الف کردند یُقامُ شد. و در یُقَمْنَ و تُقَمْنَ الف به التقای ساکنین بیفتاد. امر حاضر اَقِمْ اَقِیما اَقِیموُا اَقیِمی اَقِیما اَقِمْنَ. نون تأکید ثقیله اَقیمَنَّ اَقیمانِّ اَقیمُنَّ(3)اَقیمِنَّ اَقیمانِّ اَقِمْنانِّ. نون خفیفه اَقیمَنْ اَقیمُنْ اَقیمِنْ. اسم فاعل مُقیمٌ (4)تا آخر.

[شماره صفحه واقعی : 68]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه