دروس حوزه علمیه جدید پایه 1 صفحه 1086

صفحه 1086

1- اِتَّهَبَ در اصل وَهَبَ بود فعل ثلاثی مجرد بود ما خواستیم فعل ثلاثی مزید فیه اش بنا کنیم بردیم به باب افتعال. قاعده باب افتعال را بر وی جاری کردیم قاعده باب افتعال آن بود که هر فعل ثلاثی مجرد را که در آن باب می بردند همزه وصل مکسور در اولش در آوردند و تاء مفتوحه منقوطه میانه فاء الفعل و عین الفعل در آوردند ما همچنین کردیم وَهَبَ إوْتَهَبَ شد و جایز است واو را قلب کردن بتاء و تاء را در تاء ادغام نمودن و جایز است واو را بجهه کسره ما قبل قلب بیا ء کردن که ایتَهَبَ گویند.

2- أختیر در اصل اِخْتَیَرَ بود معلوم بود خواستیم که مجهولش بنا کنیم أول متحرک منه که تاء باشد ضمه دادیم و ماقبل آخرش را کسره، همزه بمتابعت اول متحرک منه مضموم گشت اُخْتُیِرَ شد کسره بر یاء ثقیل بود بما قبل دادند بعد از سلب حرکه ما قبل أخْتیرَ شد یعنی برگزیده شده است یک مرد غائب در زمان گذشته.

دادند بعد از سلب حرکت ماقبل اُخْتیرَ شد ، امر حاضر اِخْتَرْ اِخْتارا اِخْتارُوا تا آخر ، نهی لا یَخْتَرْ ، اسم فاعل و مفعول مُخْتارٌ بر قیاس مُجْتابٌ.

ناقص یایی

«الاِجْتباء : برگزیدن» اِجْتَبی یَجْتبَی اِجْتِباءً المُجْتَبی المُجْتَبی اِجْتَبْ لا یَجْتَبْ.

مضاعف

«الاِمتِداد : کشیدن» اِمْتَدَّ یَمْتَدُّ اسم فاعل و مفعول مُمْتَدٌّ لکن اصل فاعل مُمْتَدِدٌ و اصل مفعول مُمْتَدَدٌ است. امر حاضر اِمْتَدَّ اِمْتَدِّ اِمْتَدِدْ. نهی لا یَمْتَدَّ لا یَمْتَدِّ لا یَمْتَدِدْ لفظ ماضی و امر در این باب به یک طریقند لکن به حسب تقدیر مختلف - چنان که گذشت.

باب انفِعال

معانی باب انفعال

این باب متعدّی نباشد ، از برای مطاوعه فَعَلَ باشد چون «کَسَرْتُ الکوزَ فَانْکَسَرَ و شاید که مطاوعه اَفْعَلَ باشد چون اَزْعَجْتُهُ فَانْزَعَجَ(1) و بنا نمی شود این باب مگر از چیزی که در آن علاج(2) و تاثیری باشد یعنی گفته نمی شود مثلاً اِنْکَرَمَ و اِنْعَدَمَ و غیر اینها زیراکه صرفیون چون مختصّ ساختند این باب را به مطاوعه پس التزام نمودند که بنا نهاده شود این باب از چیزهایی که

[شماره صفحه واقعی : 75]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه