دروس حوزه علمیه جدید پایه 1 صفحه 1088

صفحه 1088

1- یُنقَادُ در اصل یَنقَوِدُ بود معلوم بود خواستیم مجهولش بنا کنیم اول را ضمه و ماقبل آخر را فتحه دادیم یُنْقَوَدُ شد واو حرف عله متحرک ماقبل مفتوح قلب بالف کردیم یُنقَادُ شد یعنی رام کرده می شود یک مرد غایب الان یا در زمان آینده.

2- امر است از تَنقَوِدُ خواستیم از تنقود صیغه امر حاضر بنا کنیم تاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم نظر کردیم ما بعد حرف مضارع ساکن بود چون ابتدا بسکون محال است احتیاج افتاد بهمزه وصل چون ما بعد ساکن مفتوح بوده همزه وصل مکسور در اولش درآوردیم و حرکه آخر افتاد اِنْقَوِدْ شد واو حرف عله متحرک ماقبل مفتوح را قلب بالف کردیم اِنقَادْ شد التقاء ساکنین شد میانه الف و دال الف را بجهه التقاء ساکنین انداختیم إنقَدْ شد یعنی رام شو ای مرد حاضر الان.

3- در اصل انمحایاً بود بعد از الف زاید،یاء واقع شده بود قلب بهمزه کردیم إنمِحاءً شد.

مضاعف از باب انْفِعال

«اَلْاِنْصِباب : ریخته شدن» اِنْصَبَّ یَنْصَبُّ ، فهو مُنْصَبُّ و ذاکَ مُنْصَبٌّ فِیه ، امر حاضر اِنْصَبَّ اِنْصَبِّ اِنْصَبِبْ ، نهی لا یَنْصَبَّ لا ینصَبِّ لا یَنْصَبِبْ.

باب اسْتِفْعال

معانی باب استفعال

این باب برای طلب فعل باشد چون «اِسْتَکْتَبَ و اِسْتَخْرَجَ : یعنی طلب کتابت و بدر آمدن کرد» و شاید که برای انتقال باشد از حالی به حالی چون اِسْتَحْجَرَ الطِّینُ واسْتَنْوَقَ الْجَمَل(1) و شاید که به معنی اعتقاد باشد چون إِسْتَکْبَرَ وَ إِسْتَعْظَمَ.

مثال واوی

«الاِسْتیجاب : سزاوار چیزی شدن».

ماضی معلوم اِسْتَوْجَبَ ، یَسْتَوْجِبُ ، اسْتِیجاباً فهو مُسْتَوْجِبٌ ، و ذاک مُسْتَوْجَبٌ ، اسْتَوْجِبْ ، لا یَسْتَوْجِبْ بر قیاس صحیح.

[شماره صفحه واقعی : 77]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه