دروس حوزه علمیه جدید پایه 1 صفحه 1092

صفحه 1092

1- ظاهر تمثیل بآیه شریفه آنست که لفظ تساقط فعل ماضی از باب تفاعل است و حال اینکه چنین نیست بلکه فعل مضارع است بدلیل اینکه مجزوم است در جواب امر که هزّی باشد. و بدلیل اینکه خود مصنف صرف میر تساقط را تفسیر نموده بقول خودش ای تسقط لکن بعد از آنکه ثابت شد که فعل مضارع است نه فعل ماضی معلوم نیست که از کدام باب است چون که در قرآن چاپ طهران بخط مصباح زاده لفظ تساقط بضم تاء و کسر قاف نوشته شده و ظاهر این چاپ اینست که از باب مفاعله میباشد نه از باب تفاعل چونکه اگر از باب تفاعل باشد باید فعل مضارعش تتساقط با دو تاء منقوطه مفتوحتین باشد با فتح قاف و یا اینکه تساقط بفتح تاء منقوله و تشدید سین و فتح قاف باشد مثل تسّارع که در فصل بعد مصنف بیان میکند و در چاپ مصر مطبعه دار الکتب المصریه که بتصحیح جماعتی از متخصصین رسم الخط و قراءات کلام الله المجید تصحیح شده این لفظ به همان ضبط چاپ طهران نوشته شده پس دانسته شد که این لفظ با ضبط مذکور مثال برای باب تفاعل نمیشود پس باید مراجعه شود باختلاف قراءات که بنا بر بعض قراءات مثال مضارع باب تفاعل میشود. قال الزمخشری فی الکشاف فی ذیل هذه الآیه تساقط فیه تسع قراءات: تساقط بادغام التاء وتتساقط باظهار التائین وتساقط بطرح الثانیه ویساقط بالیاء وادغام التاء وتساقط و نسقط و یسقط وتسقط و یسقط. ولا یخفی علیک ما فی کلامه فی بیان القراءات التسع من الابهام حیث لم یبین ضبط شیء من القراءات من حیث الحرکات و بدونه لایعرف أن هذه اللفظه فی کل قرائه من ای باب من أبواب الثلاثی المزید فیه هی. وأما ابوالبقاء فکلامه احسن من کلام الزمخشری وهذا نصه تساقط یقرء علی تسعه اوجه: بالتاء والتشدید والأصل تتساقط وهو (ای بالتائین) احد الاوجه ( وقبله ای بالتاء والتشدید) ایضا احد الاوجه فهما وجهان والثالث بالیاء والتشدید والاصل یتساقط فأدغمت التاء فی السین والرابع بالتاء والتخفیف علی حذف الثانیه والفاعل علی هذه الأوجه (الاربعه) النخله وقیل الثمره لدلاله الکلام علیها والخامس بالتاء والتخفیف وضم القاف و السادس کذلک الا أنه بالیاء و الفاعل الجذع اوالثمر والسابع تساقط بتاء مضمومه و بالالف وکسر القاف والثامن کذلک الا انه بالیاء والتاسع تسقط بتاء مضمومه وکسر القاف من غیر الف و اظن انه یقرء کذلک بالیاء. غرض از نقل کلام زمخشری و ابوالبقاء آنست که لفظ تساقط در صرف میر بدون تشدید سین مثال مضارع باب تفاعل نمیشود پس باید بفتح تاء و تشدید سین باشد، بنابراینکه در اصل تتساقط با دو تاء بوده وتاء دوم در سین ادغام شده مثل یَصّاعد که در فصل بعد خواهد آمد یا اینکه باصل باقی بماند یعنی تتساقط بفتح تائین وفتح قاف باشد. قال ابن مجاهد فی کتاب السبعه فی القراءات اختلفوا فی التخفیف والتشدید مع التاء ولم یقرء احد منهم بالیاء من قوله (تساقط علیک رطبا جنیا) فقرء ابن کثیر ونافع و ابوعمرو ابن عامر والکسائی تَسّاقط بفتح التاء مشدده السین و قرء حمزه تساقط بفتح التاء مخففه السین واختلف عن عاصم فروی عنه أبوبکر تساقط مثل ابی عمر و روی عنه حفص تساقط بضم التاء وکسر القاف مخفّفه السین.

ناقص واوی

«التّصابی : عشق بازی کردن» تَصابا یَتَصابا تَصابِیاً ضمّه در مصدر بدل به کسره شد چنانکه در باب تفعل گذشت المُتَصابی المُتَصابی تَصابَ(1) لا یَتَصابَ.

ناقص یایی

«الترامِی : با یکدیگر تیر انداختن» تَرامی یَتَرامی تَرامِیاً بر قیاس تَصابی.

مضاعف

«التَحابب : یکدیگر را دوست داشتن» تَحابَّ یَتَحابُّ تَحابُباً فهو و ذاک مُتَحابٌّ ، امر حاضر تَحابَّ تَحابِّ تَحابَبْ ، نهی لا یَتَحابَّ لا یَتَحابِّ لا یَتَحابَبْ ، و بر این قیاس بود جحد و امر غایب. و در این باب ماضی و امر یک صورتند لکن فرق قراین است.

[شماره صفحه واقعی : 81]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه