دروس حوزه علمیه جدید پایه 1 صفحه 2049

صفحه 2049

واجب الوجود، اقیانوس، عدد، شریک الباری.

بنابر این، بر اساس نظر ایشان می توان گفت: اولاً ملاک کلی و جزئی بودنِ یک مفهوم به ترتیب قابلیت صدق و عدم قابلیت صدق بر مصادیق متعدّد است. بنابراین، تحقق و یا عدم تحقق مصداق خارجی، محدود و یا بی شمار بودنِ آن، دخلی در کلیت و جزئیت مفهوم ندارد.

با توجه به تقسیم مفهوم به کلّی و جزئی، می توان لفظی را که دال بر معنای جزئی است لفظ جزئی و لفظی را که دال بر معنای کلّی است لفظ کلّی نامید. در این صورت، تقسیم الفاظ به جزئی و کلّی از قبیل نامگذاری دالّ به اسم مدلول خواهد بود.

ثانیاً باید توجه داشت که مفهوم افعالی مانند: توبه می کند، انقلاب خواهد کرد، نیز از مفاهیم کلی است؛ زیرا این مفاهیم نیز قابل صدق بر مصادیق متعدّد است. پس ویژگی کلی بودن هم در مدلول برخی از اسما یافت می شود و هم در مدلول افعال.

روشن است که در منطق تنها از مفاهیم کلّی بحث می شود؛ چرا که تلاش های فکری دانشمندانِ علوم، جملگی برای دست یافتن به قوانین کلّی است؛ مثلاً موضوع علم شیمی، یک مصداق از عنصری که به طور مشخص و معین در آزمایشگاه وجود دارد نیست؛ بلکه موضوع آن خواص یک عنصر به نحو کلّی است. پس منطق به عنوان روشی که نقش خادم علوم را ایفا می کند باید به چند و چون مفاهیم کلّی و چگونگی مصون ماندن اندیشه از خطا در جریان کشف مجهولات و قوانین کلّی، بپردازد.

جزئی حقیقی و جزئی اضافی

جزئی در اصطلاح اکثر منطق دانان به دو معنا به کار می رود:

الف) جزئی حقیقی. مفهومی است که بر بیش از یک فرد قابل انطباق نیست؛ مانند: مکّه؛

ب) جزئی اضافی. مفهومی است که در مقایسه با مفهوم دیگر، به لحاظ تعداد افراد قابل صدق بر آن، محدودتر است، چه این مفهوم فقط بر یک فرد قابل انطباق باشد و چه بر بیش از یک فرد؛ مثلاً اگر دو مفهوم کلی انسان و حیوان را در نظر بگیریم، می بینیم مفهوم حیوان شامل افرادی بیش از مصادیق انسان می شود. پس مفهوم انسان در مقایسه با مفهوم حیوان، جزئی اضافی است.

[شماره صفحه واقعی : 40]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه