دروس حوزه علمیه جدید پایه 6 صفحه 2170

صفحه 2170

اصطلاحا در تعریف آن گفته اند:«ما لا ینبئ ظاهره عن مراده؛آنچه ظاهر آن مراد واقعی اش را ارائه ندهد».نارسایی لفظ یا عمل موجب گردد که حقیقت و واقع آن آشکار نباشد.

این تعریف خود نارسا است،زیرا شامل مبهمات نیز می گردد که نیاز به تفسیر دارند نه تأویل.متشابه باید علاوه بر نارسایی و ابهام،مایۀ شبهه و اشتباه نیز باشد.

لذا راغب اصفهانی-در تعریف متشابه-بهتر گفته است:

«و المتشابه من القرآن ما اشکل تفسیره لمشابهته بغیره؛متشابهات قرآن آن باشد که تفسیر آن مشکل آید،زیرا نمود آنچه هست را ندارد و به چیز دیگر شباهت دارد».لذا در مورد قرآن،آن چیز دیگر جز ضلالت و گمراهی نباشد «فَمٰا ذٰا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاٰلُ» (1).پس کلام حق(قرآن کریم)هرگاه نمودی جز حق داشته باشد و به باطل همی ماند ،آن را متشابه گویند.

طبق این تعریف،تشابه-در آیات متشابهه-تشابه حق و باطل است که سخن حق گونۀ خداوند،باطل گونه جلوه گر شود.

ازاین رو،تشابه علاوه بر آنکه بر چهرۀ لفظ یا عمل،پرده ای از ابهام می افکند، موجب شبهه نیز می باشد.بدین ترتیب هر متشابهی هم به تفسیر نیاز دارد که رفع ابهام کند و هم به تأویل نیاز دارد تا دفع شبهه کند.لذا تأویل نوعی تفسیر است که علاوه بر رفع ابهام،دفع شبهه نیز می کند.بنابراین مورد تأویل نسبت به تفسیر، اخصّ مطلق است.هر کجا تأویل باشد،تفسیر نیز هست.تفسیر در مورد مبهمات است که در محکم و متشابه هر دو وجود دارد و تأویل صرفا در متشابه است که هم ابهام و هم تشابه دارد.

تفسیر و تأویل

در تعریف تفسیر گفته اند:«التفسیر،کشف القناع عن اللفظ المشکل؛تفسیر،بر گرفتن نقاب از چهرۀ الفاظ مشکله است».

تفسیر آن گاه است که هاله ای از ابهام لفظ را فرا گرفته،پوششی بر معنا افکنده

[شماره صفحه واقعی : 273]


1- یونس 10:32
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه