دروس حوزه علمیه جدید پایه 6 صفحه 2192

صفحه 2192

صفات جمال و جلال

خداوند دوگونه صفات دارد:صفات جمال یا ثبوتیّه که ذات احدیّت به این صفات کمالیه آراسته است و صفات جلال یا سلبیّه که ذات حق از اتصاف به آن منزّه است و به همین سبب صفات تنزیه هم گفته می شود.

در اینکه خداوند به صفات جمال و جلال متّصف هست یا نه،میان اهل کلام؛ معتزله و اشاعره،اختلاف است.معتزله اتّصاف ذات حق را به هرگونه صفت نفی می کنند،زیرا لازمۀ اتّصاف،اقتران ذات حق به مبدأ صفات می باشد.همانند دیگران که موقعی به صفتی متّصف می گردند که مبدأ وصف بر ذات آنان عارض گردد و وصف و ذات قرین هم گردند.عالم به کسی گویند که علم بر ذات او عارض و قرین گردیده است و ذات حق از هرگونه عروض حادث یا اقتران ازلی مبرّا است.

هرگونه وصفی که در قرآن یا حدیث آمده،نظر به غایت و نتیجۀ آن صفت دارد و اتّصاف حقیقی منظور نیست (1).یعنی اگر خدا را به وصف علم متصف نمودیم و گفتیم«عالم بکل شیء»،مقصود آن است که هدف از اتصاف به این وصف برای خدا حاصل است و چیزی از خدا پنهان نیست زیرا هر چه هست در محضر خدا است.نه آنکه مبدأ این صفت بر ذات حق عارض گشته یا قرین شده است.

همچنین صفات دیگر مانند:قدرت،حیات،حکمت و حتی اراده و رضا و غضب و غیره.در تمامی این صفات،غایت و نتیجۀ این صفات منظور است نه اقتران ذات به مبادی این صفات (2).

اشاعره این شیوه را پسند نکرده و آن را یک گونه تفسیر به رأی و تأویل فاقد دلیل دانسته اند،گویند:ظاهر قرآن باید رعایت شود و هیچ گونه تأویل یا تقدیر در آن روا نباشد.خداوند خود را به این صفات وصف نموده و با زبان قوم سخن گفته و این وصف باید با همان مفاهیمی باشد که عرف معاصر آن را دریافت می کرده اند.لذا اطلاق وصف عالم بر خدا به همان گونه است که در عرف عرب آن روز بر غیر خدا نیز

[شماره صفحه واقعی : 295]


1- دربارۀ صفات الهی گفته اند:«خذ الغایات و دع المبادی؛هدف را لحاظ دار و مبادی صفات را رها کن».
2- ر.ک:قاضی عبد الجبار،شرح الأصول الخمسه،از صفحۀ 182 به بعد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه