دروس حوزه علمیه جدید پایه 6 صفحه 2221

صفحه 2221

خود غرّه شود و عجب او را فرا گیرد و نیز نباید تبه کار از رحمت الهی مأیوس گردد.

انسان،چه مؤمن و چه گنهکار،باید میانۀ خوف و رجاء،طیّ منزل نماید و این حالت انسان را پیوسته در حالت تعادل نگاه می دارد.

2.خداوند بر همه چیز سلطه دارد و از خود انسان بر او بیشتر مسلّط است، هرگز نباید مغرور گردد که هر چه می خواهد می تواند انجام دهد،بلکه تا ارادۀ خدا در کار نباشد و اذن او نباشد،هیچ کاری انجام نمی پذیرد.

3.خداوند میان انسان و خواسته های او به وسیلۀ مرگ حایل می گردد.

4.خداوند از هر چیز نسبت به انسان نزدیک تر است «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ (1)؛و ما از شاهرگ او به او نزدیک تریم».

5.حایل شدن خدا میان انسان و قلب او،کنایه از فراموش کردن خود است.

انسانی که خدا را فراموش کرده در واقع خویشتن را فراموش کرده،زیرا انسانیت را فراموش کرده است.جامعه ای که خدا در آن حاکم نباشد و او را حاضر و ناظر نداند، انسانیت از آن جامعه رخت بر می بندد و بر آن جامعه انسانیّت حکومت نمی کند، «نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ (2)؛خدا را فراموش کردند و او آنان را دچار خود فراموشی کرد» (3).

6.کنایه از مجموع این معانی است،چنانچه علامه طباطبایی اختیار فرموده اند (4).

3.نظائر در کلمات افرادی،مانند قلب و فؤاد که هر دو لفظ معنای دل دارند و مقصود شخصیّت واقعی و باطنی انسان است.مانند این دو آیه:

«نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ عَلیٰ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ (5)؛روح الأمین[جبرئیل]آن را بر دلت نازل کرد تا از[جملۀ هشدار]دهندگان باشی».

«کَذٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِیلاً (6)؛این گونه[ما آن را به تدریج نازل کردیم]تا

[شماره صفحه واقعی : 324]


1- ق 50:16.
2- حشر 59:19.
3- این معنا از دقّت بیشتری برخوردار است و با سیاق آیه بهتر سازگار می باشد.در جای خود(التمهید ج 3، ص 245)همین معنا را ترجیح داده ایم.
4- ر.ک:التمهید،ج 3،ص 256-239.
5- شعراء 26:194-193.
6- فرقان 25:32.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه