دروس حوزه علمیه جدید پایه 8 صفحه 1298

صفحه 1298

ترجمه:

با یوسف دو جوان دیگر هم داخل زندان شدند، و یکی از آن دو، به او گفت: من در خواب دیدم که از انگور خمر می گیرم، و دیگری گفت در خواب دیدم که روی سرم نان می برم و مرغان از آن می خورند، تعبیر آن را به ما بگو، چرا که ما تو را از نیکوکاران می بینیم. «36»

یوسف گفت: پیش از آن که سهمیّه غذایتان بیاید تعبیر آن را برایتان خواهم گفت، این، علمی است که پروردگارم به من آموخته است. من آئین گروهی را که به خدا ایمان نمی آورند و نسبت به سرای دیگر کافرند، ترک کرده ام. «37»

و آئین پدرانم: ابراهیم، و اسحاق و یعقوب را پیروی کرده ام، ما را نسزد که چیزی را شریک خدا بدانیم، این از فضل و رحمت خدا است بر ما و بر مردم، امّا بیشتر مردم سپاسگزار نیستند. «38»

ای دو رفیق زندانی آیا خدایان پراکنده بهترند یا خدای یکتای مقتدر؟ «39»

آنچه شما غیر از خدا می پرستید، جز نامهایی نیست که شما خود و پدرانتان نام گذاری کرده اید، و خداوند دلیلی بر آن نفرستاده است. و فرمان جز برای خدا نیست که دستور داده: جز او را پرستش نکنید، آئین پایدار این است، امّا بیشتر مردم نمی دانند. «40»

تفسیر:

وَ دَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَیانِ این دو جوان از غلامان پادشاه یعنی عزیز مصر بودند «مع» دلالت بر مصاحبت می کند یعنی همراه یوسف داخل زندان شدند، این دو جوان یکی نان پز عزیز بود و دیگری شراب ساز او، که با یوسف در یک ساعت زندانی شدند، و علت زندانی شدن آنها این بود که بعضی خبر داده بودند که این دو نفر تصمیم دارند عزیز را مسموم سازند.

إِنِّی أَرانِی در خواب می بینم، حکایت حال گذشته است. «أَعْصِرُ خَمْراً»: انگور می فشارم، از انگور تعبیر به «خمر» کرده به اعتبار این که سرانجامش شراب می شود.

مِنَ الْمُحْسِنِینَ تو از کسانی هستی که خواب را خوب تعبیر می کنند، یا به اهل

[شماره صفحه واقعی : 209]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه