- پیش گفتار 2
- جمله : 3
- مسندٌ الیه: 3
- کلام : 3
- یاد آوری : 3
- تعاریف : 3
- مسند 4
- رابطه یا فعل رابط یا فعل اسنادی 4
- اقسام جمله 5
- جمله بسیط 5
- جمله مرکب 5
- ترکیب مفرد : 5
- تقسیم بندی جمله از حیث ساختمان آن: 5
- توجه : 6
- جمله پیرو : 6
- طرز تفکیک تعداد جمله موجود در یک جمله مرکب : 6
- ترکیب متعدد : 6
- جمله پایه : 6
- ب : از اسم و خبر تشکیل شده است : 7
- تبصره : 7
- الف : از مبتدا و خبر تشکیل شده است . 7
- جمله اسمیّه 7
- تقسیم بندی جمله اسمیه از حیث جملات تشکیل دهنده آن : 8
- ب : از فعل مجهول و نائب فاعل تشکیل شده است . 8
- جمله فعلیّه 8
- جمله صُغری : 8
- الف : از فعل معلوم و فاعل و مفعول تشکیل شده است . 8
- جمله کُبری : 8
- فعل ماضی تام : 9
- تقسیم بندی جمله فعلیه از حیث نوع فعل آن : 9
- فعل مضارع تام : 9
- شبه جمله 10
- تعریف : 10
- فعل ناقص : 10
- متعلِّق : 10
- حروف جرّ زائد و شبه زائد : 11
- اهمیّت تشخیص متعلِّق : 11
- جمله تام : 12
- ویژگیهای حروف جر شبه زائد : 12
- تقسیم بندی جمله از حیث کامل یا ناقص بودن ارکان جمله : 12
- اعراب ظرف و جارّ و مجرور : 12
- جمله انشائیه : 13
- امر : 13
- تقسیم بندی جمله از حیث احتمال وجود صدق و کذب در آن : 13
- نهی : 13
- جمله خبریه : 13
- جمله انشائیه طلبی : 13
- تمنّی : 14
- عرض : 14
- ذَمّ : 14
- تحضیض : 14
- تعجب : 14
- مدح : 14
- جمله انشائیه غیر طلبی یا انفعالی : 14
- تقسیم بندی جمله از حیث اعراب جمله : 15
- استغاثه : 15
- جایگاه جمله و اعراب 15
- فایده اِعراب جملات 15
- فهرست جملاتی که محلی از اعراب ندارند 16
- فهرست جملاتی که محلی از اعراب دارند 17
- جمله استینافیه 20
- جمله هائی که محلّی از اعراب ندارند 20
- 2 ) جمله استینافیه 20
- 1 ) جمله ابتدائیه 20
- جمله استینافیه بیانی 24
- جمله استینافیه فی حَیِّزِ القول 25
- جمله استینافیه مؤکّده 25
- اسم موصول : 26
- 3 ) جمله صله 26
- موصول عام ( مشترک ) : 27
- موصول حرفی : 27
- موصول خاص : 27
- 4 ) جمله تفسیریه 28
- تعریف تفسیر : 28
- ج ) مفسِّر ( تفسیر کننده ) 29
- الف ) مفسَّر ( تفسیر شده ) 29
- ب ) ادات تفسیر 29
- اقسام تفسیر 29
- نحوه ی کاربرد و جایگاه ادات تفسیر در کلام : 30
- أن 30
- أی 30
- جملۀ مفسِّره به اعتباری به سه قسم تقسیم می شود : 31
- الف ) بدونِ حرفِ تفسیر بیاید 31
- ب ) بعد از حرفِ تفسیرِ ( أی ) بیاید 31
- 5 ) جمله اعتراضیه 32
- روش تشخیص جمله معترضه با جمله حالیه : 32
- مواضعی که در آنها جملۀ معترضه می آید عبارتند از : 33
- جمله معترضه بر دو نوع است : 33
- راه شناخت جمله تعلیلیه : 34
- 6 ) جمله تعلیلیه 34
- تعریف قسم : 35
- ویژگیهای قسم : 35
- 7 ) جمله جواب قسم 35
- ارکان قسم : 35
- جمله جواب قسم : 35
- ( باء ) : 37
- معانی و کاربرد حروف قسم : 37
- ( تاء ) : 37
- ( واو ) : 38
- شباهتهای بین حروف قسم : 39
- انواع مقسَّمٌ بِه در قرآن : 40
- انواع قسم : 41
- الف ) حرف ندا : 43
- کاربرد حروف ندا : 43
- ارکان ندا : 43
- انواع منادا : 44
- ب ) منادا : 44
- ج ) جواب ندا : 47
- 9 ) جمله جواب شرط غیر جازم 48
- ارکان جمله شرطیّه : 49
- لَو 50
- اَمّا 50
- ج ) جمله جواب شرط اسامی ظرف و شرط 52
- 10 ) جمله تابع جمله ای که ، محلی از اعراب ندارد 53
- جمله مؤوّل 54
- مصدر مؤوّل 54
- مقدّمه 54
- تفاوت میان مصدر صریح و مصدر مؤول : 55
- مصدر مؤوّل 55
- حروف مصدری یا موصول حرفی 56
- تفاوت موصول اسمی و موصول حرفی : 56
- اقسام حروف مصدری : 57
- الف ) وقتی که جمله فعلیه باشد : 62
- طریقه تأویل به مصدر بردن : 62
- اَن : 62
- لو : 63
- ب ) وقتی که جمله اسمیه باشد : 64
- همزه تسویه : 64
- اَنَّ و اَن مخفّفه از ثقیله : 64
- جمله مؤول از نظر معنائی و اعراب : 66
- کیفیت اعراب جمله تأویل به مصدر شده : 67
- حوزه کاربرد مصدر مؤوّل : 68
- مقدمه 69
- 1 ) جمله در نقش مبتدا یا اسم افعال ناقصه 70
- 1 ) جمله در محلّ رفع 70
- 2 ) جمله خبر مرفوعی : 72
- 3) جمله در نقش فاعل و نائب فاعل : 75
- 1) جمله خبر منصوبی : 76
- الف ) جمله در نقش خبر افعال ناقصه : 76
- 2 ) جمله در محلّ نصب 76
- ب ) جمله در نقش خبر افعال مقاربه : 78
- 2 ) جمله در نقش مفعولٌ به : 85
- الف ) جمله مفعولٌ به : 85
- ب) جمله سدّ مسدّ یک یا دو مفعول : 86
- ب ) جمله در نقش سدّ مسدّ مفعولین ( مفعول اول و مفعول دوم ) : 88
- ج ) جمله در نقش سدّ مسدّ مفعولی ( مفعول سوم ) در افعال متعدی سه مفعولی : 89
- د ) جمله در نقش سدّ مسدّ مفعولین ( مفعول دوم و سوم ) در افعال سه مفعولی : 90
- ه ) مصدر مؤوّل سدّ مسدّ یک یا دو مفعول : 91
- 4 ) جمله در نقش حال : 93
- 3 ) جمله در نقش مقول القول افعال معلوم قول : 93
- 5 ) جمله در نقش مستثنی ( استثنا منقطع ) 97
- الف ) جمله در نقش مضافٌ الیه : 101
- 3 ) جمله در محلّ جرّ 101
- ب ) جمله در نقش مجرور به حرف جرّ : 104
- جمله جواب شرط جازم 106
- 1 ) جمله معطوف به جمله ای که محلی از اعراب دارد : 111
- 2 ) جمله در نقش توابع مفرد : 112
- الف ) جمله در نقش صفت 112
- ب ) جمله در نقش بدل : 114
- ب ) منابع عربی : 118
- الف ) ترجمه و تجزیه و ترکیب قرآن : 118
- د ) منابع سایت های انیترنتی ، کتب و مقالات دیجیتالی : 118
- ج ) منابع فارسی : 118
افعال ناقصه عبارتند از : کانَ ( بود ) ، صارَ ، اَصبَحَ ، اَمسی ، اَضحی ، ظَلَّ ، باتَ ( شد ، گردید ) ، لَیسَ ( نیست ) ، مازالَ ، مابَرَحَ ، ما فَتیءَ ، مااَنفَکَّ ، مادامَ ( زائل نشد ، دائم بود )
شروط عمل کردن افعال ناقصه :
1- شرط عمل کردن چهار فعل : ( زالَ ، بَرَحَ ، فَتیءَ و اَنفَکَّ ) آن است که با حرف نفی ما ، لا ، لن و یا شبیه نفی ( دعا ، نهی ) همراه باشد .
( لا یَزال ) وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّهً واحِدَهً وَ لا یَزالُونَ مُخْتَلِفین ( و اگر می خواست خدا ( به اراده تکوینی ) قرار میداد مردم را یک گروه ( ولی نخواست ) و پیوسته ایشان (در امر دین) اختلاف می کنند ) هود 118 در این آیه ضمیر واو ( یَزالُونَ ) اسم لا یزال و ( مُخْتَلِفین ) خبر لا یزالون منصوب و علامت نصب یاء میباشد .
( لن نَبرح ) قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَیْهِ عاکِفینَ حَتَّی یَرْجِعَ إِلَیْنا مُوسی ( ولی آنها گفتند : ما هم چنان گرد آن می گردیم ( و به پرستش گوساله ادامه می دهیم ) تا موسی به سوی ما بازگردد ! ) طه 91 در این آیه شریفه ضمیر مستتر نحن اسم بَرَحَ و (علیه) جار و مجرور متعلّق به خبر ( عاکفین ) است .
( فَتَئ ) قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْکُرُ یُوسُفَ حَتَّی تَکُونَ حَرَضاً أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهالِکین ( فرزندان یعقوب گفتند بخدا سوگند پیوسته یاد می کنی یوسف را تا بیماری فسرده گردی یا از نابود شدگان گردی ) یوسف 85 در این آیه شریفه فعل ناقصه ( فَتَئ ) بصورت دعا آمده است .
2- شرط عمل کردن فعل ( دامَ ) این است که با مای مصدری زمانیّه همراه باشد . فعل ( دامَ ) غیر متصرف بوده و فقط بصورت ماضی صرف میشود .
( مادام ) أَوْصانی بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ ما دُمْتُ حَیًّا ( و تا زمانی که زنده ام ، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است ) مریم 31 در این آیه ضمیر ( تاء ) اسم ما دمت بوده و ( حیّا ) خبر ما دمت منصوب می باشد .
3- فعل ناقصه ( لَیسَ ) نیز غیر متصرف بوده و فقط بصورت ماضی صرف میشود .
( لیس ) وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقی إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً ( به کسی که اظهار صلح و اسلام می کند نگویید ، مسلمان نیستی ) نسا 94 در این آیه شریفه ( لست ) فعل ناقص بوده و ضمیر ( تاء ) در محل رفع اسم لیس و ( مؤمنا ) خبر لیس منصوب می باشد .
( لیس ) إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَیْسَ الصُّبْحُ بِقَریب ( موعد آنها صبح است آیا صبح نزدیک نیست ؟ ! ) ) هود 81 در این آیه ( الصبح ) اسم لیس مرفوع ( بقریب ) جار و مجرور خبر لیس ، محلاً منصوب .