شناخت نامه حضرت خدیجه علیها السلام جلد 1 صفحه 120

صفحه 120

کرسی عزت و کرامت بیاوردند و آن کرسی از یاقوت سرخ بود و یک پایه از زبرجد و یک پایه از مروارید داشت. آن گاه تاج نبوت بر سرش نهادند و لوای حمد به دستش دادند و گفتند بدین کرسی برآی و حمد خدای بگذار.

پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر آن کرسی بالا رفت و حمد خداوند متعال به جای آورده در این هنگام فرشتگان باز شدند و رسول خدا صلی الله علیه و آله از کوه حرا به زیر آمد و انوار جلالش چنانش فرو گرفته بود که هیچ کس را امکان نظر بر او نبود و بر هر گیاه و درخت که می گذشت، به زبان فصیح می گفت: السلام علیک یا نبی اللّه، السلام علیک یا رسول اللّه. و گویند که آن حضرت جبرئیل را بدان صورت دید که پاها بر زمین و سر بر آسمان داشت و بال های خویش را بگسترد؛ چنان که از مشرق تا مغرب را فرا گرفته بود و در میان هر دو چشمش نوشته بود: لا إله إلّا اللّه، محمّد رسول اللّه . چون آن حضرت بر او نگریست بترسید: «فقال من أنت رحمک اللّه فانی لم ارشیئا قط اعظم منک خلقا ولا أحسن منک وجها فقال جبرائیل أنا روح الامین المنزل إلی جمیع النبیین والمرسلین.»

پس رسول خدا صلی الله علیه و آله این راز را با خدیجه علیها السلام در میان نهاد. خدیجه علیها السلام این حکایت را به ورقه پسر عم خود برد، و او بشارت داد که این ناموس اکبر جبرئیل است و این اشعار بسرود:

وان ابن عبد اللّه أحمد مرسل

إلی کل من ضمت علیه الاباطح

و ظنی به ان سوف یبعث صادقا

کما أرسل العبدان نوح و صالح

و موسی و ابراهیم حتی یری له

بهاء و منشور من الذکر واضح

پس روز دیگر ورقه در طواف خانۀ کعبه درک خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله نمود، با حضرت عرض کرد که قسم به خدای که تو پیغمبر این امت باشی و زود باشد که به قتال و جهاد مأمور شوی. کاش من زنده بودم و تو را همی نصرت کردمی. پس پیش آمد و سر آن حضرت را بوسه داد و به آن حضرت ایمان آورد و در آن هنگام ورقه پیر و نابینا بود. پس از چند روزی وداع جهان گفت و این سخن از رسول خدا صلی الله علیه و آله در حق او است که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه