شناخت نامه حضرت خدیجه علیها السلام جلد 1 صفحه 30

صفحه 30

تَشابَهُ سِرّی فِی هَواکُم وَ خاطِرِی

فَابُدُیِ الَّذِی اُخْفِی وَ اُخفَیِ الَّذیِ اُبدی

آن گاه گفت: محمّد صلی الله علیه و آله کجا است که من حاجت او را از لب های او بشنوم؟ عباس چون این شنید برخاست و به ابطح آمد و آن حضرت را نیافت. پس به هر سوی در طلب بود تا به کوه حِری برآمد و دید که رسول خدای صلی الله علیه و آله در خوابگاه ابراهیم علیه السلام خفته، و ردای مبارک بر زبر انداخته و اژدهایی عظیم بر بالینش خفته و به جای بادبیزن برگ گلی در دهان دارد و آن حضرت را مِروحه(1) جنبانی کند.

چون عباس آن مار بزرگ بدید بر پیغمبر صلی الله علیه و آله بترسید و شمشیر برکشیده آهنگ اژدها کرد و هم ثعبان به سوی او درآمد. پس عباس فریاد برآورد که: ای برادرزاده! مرا دریاب.

چون پیغمبر صلی الله علیه و آله چشم گشود اژدها ناپدید شد. پس آن حضرت فرمود: از بهر چه تیغ برکشیده ای؟ صورت آن حال را بگفت. پیغمبر صلی الله علیه و آله تبسّم فرمود و گفت: آن فرشتۀ خدا است که روز و شب به حراست من مأمور است. بسیار او را دیده ام و با او سخن کرده ام. پس عباس گفت که: کس انکار فضل تو نتواند کرد و این گونه چیزها از تو بعید نباشد. اکنون آهنگ خانۀ خدیجه علیها السلام فرمای که می خواهد تو را بر مال خود امین کند.

پس آن حضرت راه پیش گرفت و نور آن حضرت به خانۀ خدیجه علیها السلام پیشی جست و خیمۀ او را روشن کرد. خدیجه علیها السلام گفت: ای میسره! چون است که اطراف خیمه را مسدود نساخته ای که تابش آفتاب بدین قبه درآمده؟ میسره گفت: اینک قبه را ثلمه و روزنی نباشد و بیرون شده معلوم داشت که آن نور روشن از جبین رسول خدای صلی الله علیه و آله تافته است. بازآمد و خدیجه علیها السلام را بشارت داد که این فروغ جبین محمّد صلی الله علیه و آله است که این قبه را روشن کرده و اینک با عباس همی آید. پس اعمام پیغمبر صلی الله علیه و آله به استقبال بیرون شدند و آن حضرت را درآورده در صدر مجلس جای دادند.


1- . بادبزن.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه