شناخت نامه حضرت خدیجه علیها السلام جلد 1 صفحه 306

صفحه 306

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

سپس ایشان داستان خواستگاری از خدیجه علیها السلام توسط ابوطالب علیه السلام و حمزه را بیان می کند و داستان ملاقات ورقه با خدیجه علیها السلام را در مورد این ازدواج میمون و چنین می نویسد:

خدیجه از ورقه که مردی عالم بود، صفات پیغمبر را سؤال کرد و ورقه گفت:

«وجهه اقمر وجینه ازهر و طرفه احور (یعنی سیاه) و ریحه ازکی من المسک الزفر ولفظه احلی من السّکر واذا مشی کانه البدر اذا بدر وابوبکر اذا مطر؛ صورتش مثل ماه است، پیشانیش نورانی است، موهای سیه رنگ زیبایی دارد. بوی او از هر مشکی بهتر، و سخنانش مثل شکر شیرین است. وقتی حرکت می کند مثل ماه شب چهارده می باشد، و مانند بارانی که آهسته می بارد.»

خدیجه گفت: ای پسرعم! مرا از عیب او آگهی ده! قال ورقه: یا خدیجه محمّد مخلوق من الحسن الشامخ، والسنب البازخ وهواحسن العالم سیره واصفاهم سریره اذا مشی ینحدر من صبب شعره کالغیهب وخده ازهر من الورد الاحمر وکلامه اعذب من الشهد والسکر؛ ورقه گفت: خدیجه! محمّد از بهترین مخلوقات، و بانسب ترین انسان ها می باشد. رویه او بهترین رویه ها است و صورت او از گل قرمز بهتر است، و سخن او از عسل و شکر شیرین تر می باشد و سپس ورقه این اشعار را گفت:

الورد فی خده الدر فی فیه

البدر عن وجهه فی الحسن

اقول قول زلیخا می عوازلها

فذلکن الذی لمتنی فیه

«گل در صورت پیغمبر، و درّ در کلام او، و ماه تمام در حسن او، حکایت می کند و من همان سخن زلیخا که در جواب سرزنش کنندگان او که گفتند: چرا به یوسف علاقه داری؟ وقتی آن زن ها یوسف را دیدند به جای پوست کندن ترنج، دست خود را بریدند و نفهمیدند. زلیخا به آنها گفت: این همان کسی است که مرا به واسطۀ عشق او سرزنش می کنید. من هم همان جمله زلیخا را می گویم.»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه