شناخت نامه حضرت خدیجه علیها السلام جلد 1 صفحه 31

صفحه 31

و خدیجه علیها السلام طعام بفرستاد و خود از پس پرده آمد و گفت: ای سیّد من! کلبۀ تاریک مرا روشن ساختی و وحشت ها را به مؤانست بدل فرمودی. آیا می خواهی امین من باشی بر اموال و به هر سوی که خواهی به تجارت شوی؟ فرمود: بدان راضی شدم و خواهم به سوی شام سفر کنم. فرمود: حکم تو را است و از بهر تو در این سفر صد اُوقِیّه(1) زر و صد سیم و دو شتر با حمل آن مقرّر گردانیدم، آیا راضی شدی؟ ابوطالب علیه السلام گفت: او راضی شد و ما راضی شدیم و ای خدیجه! تو محتاج چنین امینی باشی که تمامت عرب بر امانت و صیانت و تقوا و دیانت او معتقدند. خدیجه علیها السلام گفت: ای سیّد من! آیا توانی حمل بر شتر بست؟ پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: توانم.

خدیجه علیها السلام با میسره فرمود: شتری حاضر کن تا امتحان کنم. میسره برفت و شتری درشت اندام درآورد که هیچ راعی را نرم کردن آن ممکن نبود. عباس گفت: ای میسره! شتری از این نرم تر نیافتی که محمّد صلی الله علیه و آله را با آن ممتحن داری؟ پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: او را بگذار. و چون شتر پیش شد زانو زد و روی خود را بر پای آن حضرت نهاد، و چون پیغمبر صلی الله علیه و آله دست بر پشت او سود به زبان فصیح گفت: کیست مانند من که سید پیغمبران دست بر پشت من کشید؟ آن زنان که نزدیک خدیجه علیها السلام بودند گفتند: این نباشد مگر سحری بزرگ که از این یتیم صادر شد. فرمود: این سحر نباشد، بلکه این آیات و کرامات است و این شعرها بگفت:

بیت

نَطَقَ البِعیرُ بِفَضْلِ اَحمَدَ مُخبِرا

هَذ الَّذیِ شَرَقَتْ بِه اُمُّ الْقُری(2)

هَذا محمّد خَیْرُ مَبْعُوثٍ أَتی

فَهوَ الشَّفیعُ وَ خَیرُ مَنْ وَطئی الثُّری(3)

یا حاسِدیهِ تَمَزَّقُوا(4) مِنْ غَیْظِکُم

فَهو الحَبِیبُ وَ لا سِواهُ فِی الْوَری(5)


1- . یک دوازدهم رطل.
2- . اُمّ القری: مکه معظّمه را گویند.
3- . ثری: خاک نمناک.
4- . مزق: جامه پاره کردن.
5- . وری: آفریدگان.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه