شناخت نامه حضرت خدیجه علیها السلام جلد 1 صفحه 41

صفحه 41

چون زُبَیر این گفته به کران آورد، حمزه آغاز این مقالت نمود:

بیت

ما نالَتِ الحُسّادُ فیکَ مُرادَهُم

طَلَبُوا نُقُوصَ الحالِ مِنکَ فَزادا

کادُوا وَما خافُوا عَواقِبَ کَیدِهِم

وَالکَیدُ مَرْجِعُهُ عَلی مَنْ کادا

ما کُلُّ مَنْ طَلَبَ السَّعادَهَ نالَها

بِمَکیدَهٍ اَو اَنْ یَرُومَ عِنادا

یا حاسِدِینَ محمّدا یا وَیلَکُم

حَسَدا تَمَزَّقَ(1) مِنکُم الاَکْبادا

اَللّهُ فَضَلَّ اَحْمَدا و اَخْتارَهُ

وَلَسوفَ یُملِکُه الوَری وَ بِلادا

وَلَیمَلاَنَّ الاَرضَ مِنْ ایمانِهِ

وَلَیهدِیَنَّ عَنِ الغَوی مَنْ حادا(2)

پس رسول خدای صلی الله علیه و آله ایشان را مشمول الطاف و اشفاق ساخته و از آن وادی کوچ دادند و در منزل دیگر که گمان آب داشتند آب نیافتند. مردم سخت بهراسیدند و بیم کردند که در آن جا از عطش جان دهند. در این وقت پیغمبر صلی الله علیه و آله دست های خود را تا مرفق عریان ساخت و در میان ریگ فرو برد و سر برداشت و خدای بخواند. ناگاه از میان انگشتان مبارکش چشمه ای بجوشید و چندان برفت که عباس عرض کرد که: ای برادرزاده! بیم است که اموال ما غرق شود. پس از آن آب بخوردند و مواشی را بدادند و مشگ ها پر آب کردند.

در این هنگام رسول خدای صلی الله علیه و آله از میسره خرما طلب کرد و او طبقی بنهاد و آن حضرت از آن خرما بخورد و خستوی(3) آن را در خاک بنهفت و با عباس بفرمود: بدانم که در این جا نخلستانی برآورم و از ثمر آن بهره گیرم و پس از آن جا کوچ دادند و چون لختی راه پیمودند، آن حضرت با عباس فرمود: هم اکنون باز شو و از آن نخلستان که من کردم مقداری رطب به سوی ما حمل کن.


1- . مزق: پاره کردن جامه.
2- . حیود: میل کردن، حاد از آن کلمه است.
3- . خستو: هسته.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه