شناخت نامه حضرت خدیجه علیها السلام جلد 1 صفحه 51

صفحه 51

فَما سُوِّیَتْ عِنْدی جناحَ بَعُوضَهٍ(1)

اِذا لَمْ یکُنْ عَینی لِعَینِکَ ناظِرَهٍ

پس گفت: ای سیّد من! تو را در نزد من حق بشارتی است. اگر فرمایی، حاضر کنم؟ آن حضرت فرمود: من نخست عمّ خویش را دیدار کنم و باز آیم.

و از آن جا به خانۀ ابوطالب علیه السلام آمد و قصّه های خویش را بگفت. و فرمود: ای عمّ! آنچه مرا در این سفر به دست شده تو را باشد. ابوطالب علیه السلام آن حضرت را در برکشیده بر جبین مبارکش بوسه زد و گفت: مرا آرزو است که از بهر تو در خور شرف و جلالت تو زنی آورم. پس از آنچه خدیجه علیها السلام تو را به مژده دهد دو شتر از بهر تو خواهم خرید و از آن زر و سیم که به دست شده از بهر تو زنی کابین کنم. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر چه تو پسنده داری روا باشد.

و از آن جا سر و تن را شسته خویشتن را خوشبوی ساخت و جامۀ نیکو در بر کرد و به خانۀ خدیجه علیها السلام آمد. خدیجه علیها السلام از دیدار او شاد شد و این شعر بگفت:

بیت

دَنی فَرمَی مِنْ قَوسٍ حاجِبِه سَهْماً

فَصادَفَنِی(2) حَتَّی قُتِلْتُ بِه ظُلماً

وَاسْفَرَ عَنْ وَجهٍ(3) وَاسْبُلَ(4) شَعْرَهُ

فَباتَ یُباهی البَدْرَ فی لَیْلَهٍ ظَلماً

وَلَمْ اَدْرِ حَتّی زارَ مِنْ غَیرِ مَوعِدٍ

عَلی رَغمِ واشٍ(5) ما

اَحَاطَ بِه عِلْماً وَ عَلَّمَنی مِنْ

طِیبِ حُسنِ حَدِیثه مُنادَمَهً

یَسْتَنْطِقُ الصَّخرَهَ الصَّمّا

آن گاه گفت: ای سیّد من! تو را هم حاجت نزدیک من باشد از من روا است. بفرمای تا هیچ حاجت داری؟ آن حضرت از این سخن شرمگین شد و جبین مبارکش خون آلود گشت.


1- . بعوضه: پشه را گویند.
2- . مصافحه: یافتن.
3- . سافر الوجه: آنچه پیدا شود از روی.
4- . اسبال: سست کردن بند از او.
5- . وشایه: سعایت کردن و دروغ گفتن از کسی به نزد کسی.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه