شناخت نامه حضرت خدیجه علیها السلام جلد 1 صفحه 56

صفحه 56

وَرَقه گفت: هم در مکه شَیْبَه بن رَبیعَه و عُقْبَه بن ابی مُعَیْط و ابی جهل بن هشام و الصّلت بن ابی یهاب خواستار تو بودند. گفت: ایشان جز از در گمراهی نباشند. اگر جز این کس دانی بگوی؟ گفت: شنیده ام محمّد بن عبد اللّه نیز خواهندۀ تو است.

خدیجه علیها السلام فرمود: ای پسر عم! اگر در او هیچ عیبی دانی بگوی؟ وَرَقه زمانی سر به زیر افکند، پس سر برداشت و عرض کرد که: عیب او را بگویم. قال: اَصلُه اَصِیلٌ وَ فَرعُه طَویلٌ و طَرفُه(1) کَحیلٌ(2) وَ خَلقُه جَمیلٌ وَ فَضلُه عمیمٌ وَ جُودُه عَظیمٌ.

خدیجه علیها السلام فرمود: همه از فضل او گفتی هم چنان عیب او را نیز برشمار. قال: وَجهُهُ اَقْمَرُ(3) وَ جَبِینُهُ اَزْهَرُ(4) وَ طَرفُه اَحْوَرُ(5) وَرِیْحُه اَزکی مِنَ المِسْکِ الاَذْفَرِ(6) وَ لَفْظُه أَحلا مِنَ السُّکرِ وَ اِذا مَشی کَأَنَّهُ البَدْرُ اِذا بَدَرَ(7) وَالوَبلُ(8) اِذا مَطَرَ.

خدیجه علیها السلام گفت: ای پسر عم! از عیب او مرا آگاهی ده. تو همه فضایل او گویی. قال: یا خَدیجَهُ! مَخْلُوقٌ مِنَ الحُسْنِ الشّامِخ وَ النَّسَبِ الباذخ(9) وَهُوَ اَحْسَنُ العالَم سِیْرَهً وأصْفاهُم سَرِیرهً اِذا مَشی یَنْحَدِرُ(10) مِنْ صَبَبٍ(11) شَعرِه کَالْغَیهَبِ(12) وَ خَدُّهُ اَزهَرُ مِنَ الْوَردِ(13) الاَحْمَرِ وَ رَیحهُ اَزکی مِنَ المِسکِ ألاَذْفَرِ وَ لَفظُه أَعذَبُ(14) مِنَ الشَّهدِ وَالسُّکِرَ.


1- . طرف: چشم را گویند.
2- . کحیل: سرمه کشیده.
3- . اقمر: تابان.
4- . ازهر: درخشان.
5- . حوره: سفیدی و سیاهی که به کمال باشد، احور لغت منه.
6- . اذفر: خوشبو.
7- . شتافتن به سوی چیزی.
8- . وبل: باران تند.
9- . باذخ: بلند.
10- . می ریزد با تندی.
11- . ضبب: ریختن.
12- . غهیب: تاریکی.
13- . ورد: گل.
14- . اعدب: گواراتر.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه