شناخت نامه حضرت خدیجه علیها السلام جلد 1 صفحه 63

صفحه 63

مع الحدیث چون از کار خطبه بپرداختند مردمان هر کس به سرای خویش شد و رسول خدای صلی الله علیه و آله به خانۀ ابوطالب علیه السلام آمد و زنان قریش و نسوان بنی عبدالمُطَّلِب و بنی هاشم در خانۀ خدیجه علیها السلام انجمن شدند و شادی کنان دف همی کوفتند.

در این هنگام خدیجه علیها السلام چهارصد دینار زر از بهر رسول خدای صلی الله علیه و آله فرستاد و خلعتی از بهر ابوطالب علیه السلام و عباس انفاذ داشت و پیام داد که این زر کابین است به سوی پدر من خُوَیْلِد فرست. پس ابوطالب علیه السلام و عباس آن خلعت را در بر کردند و آن زر به نزد خُوَیْلِد آوردند. پس خُوَیْلِد به خانۀ خدیجه علیها السلام آمد و گفت: ای فرزند! چرا جهاز خویش نکنی. اینک مهر تو است که از بهر من آورده اند. ابوجهل چون این شنید در میان مردم به پای شد و گفت: آگاه باشید که زر کابین را خدیجه خود به سوی محمّد فرستاد. این خبر را به ابوطالب علیه السلام بردند و آن حضرت تیغ بر میان استوار کرد و به ابطح آمد و فرمود: ای مردم عرب! شنیدم گوینده ای عیب ما جست. پس اگر زنان حق ما بر خویشتن نهند، این عیب نباشد؛ بلکه تحف و هدایا سزاوار محمّد است.

و از آن سوی خدیجه علیها السلام شنید که بعضی از زنان عرب او را در تزویج محمّد صلی الله علیه و آله شنعت کنند، پس انجمنی کرد و ایشان را دعوت فرمود و گفت: ای زنان عرب! شنیده ام شوهران شما مرا عیب کنند که چرا سر به محمّد درآوردم. اکنون از شما پرسش می کنم اگر مانند محمّد در جمال و کمال و فضل و اخلاق پسندیده در بطن مکه و میان عرب گمان دارید مرا بنمائید؟ ایشان خاموش بودند؛ چه انباز او را ندانستند. پس روی با وَرَقه کرد و فرمود: با محمّد بگوی که غلامان و کنیزکان و آنچه مرا در دست است به جملگی تُرا هبه کردم. هر گونه تصرّف کنی روا باشد. پس وَرَقه به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و پیغام خدیجه علیها السلام را بگذاشت.

و شب سیم چنان که قانون عرب بود اعمام پیغمبر صلی الله علیه و آله به خانۀ خدیجه علیها السلام درآمدند و عباس این شعر بگفت:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه