شناخت نامه حضرت خدیجه علیها السلام جلد 1 صفحه 81

صفحه 81

که لجام او را از طلا و زین او مرصع به جواهرات مختلفه و روی او چون روی آدمیان و چهار پای او چون پاهای گاو و امتداد او به قدر مدبصر.

خدیجه علیها السلام چون او را بدید در بر گرفت و در دامن نشانید. پس از خواب بیدار شد و تا صبح دیگر به خواب نرفت و صبحگاه به نزد ورقه رفت و صورت خواب خویش را باز گفت. ورقه فرمود: ای خدیجه! اگر این خواب بر صدق است رستگار خواهی بود. آن کس که در خواب دیده ای حامل تاج کرامت و شفیع روز قیامت و سید عرب و عجم باشد. همانا او محمّد بن عبد اللّه بن عبدالمطلب است.

چون خدیجه علیها السلام این بشنید آتش مهرش زبانه زدن گرفت تا آن گاه که انجمن از بیگانم به پرداخت بنشست و در هوای آن حضرت همی گریست و این ابیات بگفت:

کم استرالوجد و الاجفان تهتکه

واطلق الشوق والاعضاء تمسکه

جفانی القلب لما ان تملکه

غیری فوا اسفا لو کنت املکه

ما ضر من لم یدع منی سوی رمقی

لو کان یسمح بالباقی فیترکه

ورود اعمام النبی در خانۀ خدیجه علیها السلام به جهت سرمایه برای تجارت

حضرت ابوطالب علیه السلام روزی با رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: من بدان اندیشه ام که زنی از بهر تو به سری درآورم و اینک مالی در دست ندارم و پیر شده ام. همانا خدیجه دختر خویلد با ما قرابت دارد و او را مالی فراوان باشد و هر ساله غلامان خود را به تجاربت فرستد و مال به مضاربه دهد. اگر خواهی از بهر تو سرمایه ستانم بدان تجارت کنی و ربح آن را به جهت تو عیالی خواستگاری بنمایم.

آن حضرت فرمود روا باشد. پس ابوطالب علیه السلام و عباس و دیگر برادران، آهنگ خانۀ خدیجه علیها السلام نمودند و در بکوفتند. خدیجه علیها السلام چون بانک سندان بشنید سروری در قلبش جای کرد و کنیزیک خویش را گفت برو ببین کوبندۀ در کیست؟ و این اشعار بگفت:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه