- مقدمه 1
- اشاره 3
- ضرورت برنامه ریزی 7
- آشنایی با برنامه ریزی 11
- اصل اوّل: جامعیت 15
- اصل دوم: هماهنگی و توازن، تناسب تقریبی 16
- اصل سوم: تنوع 19
- اصل چهارم: برخورداری از نگاه کلی 21
- اصل پنجم: زمانمندی 22
- توان برنامه ریزی 26
- طرح کلان فعالیت های طلبه 35
- صفحات زندگی حوزویان 36
- برنامۀ شبانه روز 41
- زمان ها 42
- پنج شنبه ها 44
- جمعه ها 45
- برنامه علمی 47
- اشاره 50
- ویژگی های دورۀ تحصیلی سطح 2 57
- در تابستان چه کنیم؟ 60
هرزمان برای چندین نوع فعالیتِ لازم و مفید قابلیت دارد و آنچه که وظیفۀ نهایی این زمان را مشخص می کند، نگاه کلی به مجموع حوزۀ اختیار، و برنامه ریزی هماهنگ و متوازن برای آن است.
اصل پنجم: زمانمندی
در برنامه ریزی جزئی حتماً باید «ابتدا» و «انتها»ی زمان هرفعالیت را مشخص کرد. تعیین زمان ابتدای عمل به آن جهت است که اراده به امر «کلی» تعلق نمی گیرد. یعنی تصمیمی که انسان بر انجام کاری می گیرد، تنها به این شرط عملی می شود که بر یک امر مشخص «جزئی» متمرکز شود. مثلاً این تصمیم که فلان کتاب را در «آینده» خواهم خواند، امری کلی است و قابلیت پذیرش اراده را ندارد مگر آنکه یکی از افراد بی شمارِ آینده، مشخص شود. مثلاً بگوییم «روز جمعه پس از نماز صبح» یا «بلافاصله پس از رسیدن به خانه» این کتاب را می خوانم. یکی از شواهد مهم این مسئله این است که انسان معمولاً هرکاری را در آخرین فرصت ممکن آغاز می کند. زیرا تا پیش از رسیدن به آخرین زمان، مصادیق فراوانی در معرض اراده او قرارگرفته، ولی در لحظۀ آخر فقط یک گزینه برای انتخاب باقی است. «بعداًانجام میدهم» از نظر عملی با «هرگز انجام نمی دهم» معادل است. زیرا «بعداً» مصادیق زیادی دارد و تا هنگامی که کلی است، اراده به آن تعلق نمی گیرد. از این رو لازم است برای انجام هر کاری یک مصداق مشخص آن را در نظر بگیریم و ابتدای آن را به صورت جزئی معین کنیم.
تعیین زمان انتهای عمل (یعنی زمان نتیجه بخشی کامل آن فعالیت) هم ضرورت دارد. زیرا انسان اگر زمان پیشِ روی خود را