- مقدمه 1
- اشاره 3
- ضرورت برنامه ریزی 7
- آشنایی با برنامه ریزی 11
- اصل اوّل: جامعیت 15
- اصل دوم: هماهنگی و توازن، تناسب تقریبی 16
- اصل سوم: تنوع 19
- اصل چهارم: برخورداری از نگاه کلی 21
- اصل پنجم: زمانمندی 22
- توان برنامه ریزی 26
- طرح کلان فعالیت های طلبه 35
- صفحات زندگی حوزویان 36
- برنامۀ شبانه روز 41
- زمان ها 42
- پنج شنبه ها 44
- جمعه ها 45
- برنامه علمی 47
- اشاره 50
- ویژگی های دورۀ تحصیلی سطح 2 57
- در تابستان چه کنیم؟ 60
تفریح و استراحت و نشاط، هم جنگ و جهاد و مبارزه و هم... چگونه این همه را تبدیل به برنامه کنیم؟ برنامه علمی، عبادی، اجتماعی و... بالاخره برنامه زندگی که ترکیب همه این برنامه ها است. چه طرح عملی برای دست یابی به این همه، پیشنهاد می کنید؟ چه ترکیبی از این عناصر مناسب تر است؟ برای مدیریت نفس خود چه کنیم؟ این صراط مستقیم باریک تر از مو را چگونه می توان یافت؟ این سؤال را می توان این گونه بیان کرد:
ما کم تر به برنامه جاری خود «یقین» داریم و بیشتر با «تردید و تزلزل» زندگی می کنیم. «ایمان و اعتقاد راسخ» به راهی که می رویم و کاری که می کنیم نداریم و هیچ گاه آسوده خاطر نیستیم. شاید به همین جهت است که با اندک شبهه و پرسشی، یا تغییر جهت می دهیم یا از حرکت می ایستیم. اگر بدانیم که تک تک اعمال و برنامه های ما بر مصلحت واقعی مان منطبق است و همان است که امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را به بهترین صورت از ما خرسند می گرداند، دل گرم و پرشور و پایدار ادامه می دهیم. ولی چون این یقین و اطمینان برای ما حاصل نشده، در انجام عمل، کم انگیزه و بی رغبتیم. آیا می توان به چنین «اطمینان» و «استحکام شخصیت» دست یافت؟ منطق استوار برنامه ریزی زندگی چگونه کشف می شود؟
ضرورت برنامه ریزی
یکی از مشکلات سهمگین جوان در پیمودن مسیر زندگی «سرگردانی» است. جوانی که دچار این مشکل شده، هیچ طرحی برای آینده خود ندارد و نمی تواند برنامۀ چند روز دیگر خود را پیش بینی و ترسیم نماید. همیشه در مواجهه با فرصت ها و امکانات